پير مي‌شويم

| 1 نظر

اينجوري نيست که آدم تصميم بگيرد براي پير شدن، ميان‌سال شدن، يا نمي‌دانم چه و چه. دارد شب رانندگي مي‌کند، يک نفر لايي کشان رد مي‌شود. زير لب مي‌گويد ايول؛ بعد رانندگي خودش يادش مي‌آيد چند سال قبل‌تر و بعد مي‌بيند چه ميان‌سالانه، چه مثل پدر رانندگي مي‌کند. سرعت رفتنش را مي‌گذارد براي ساعت شش و ربع صبح حقاني. اين‌طور است که آدم کم‌کم مي‌فهمد دارد ميان‌سال مي‌شود، دارد از جواني‌اش بيرون مي‌افتد، خاصه اگر يکي يکي موهاي سفيد هم روي سر آدم سر درآورند.

1 نظر

و اگه تو جوونی انقدر محتاط باشی اونوقته که مصداقه نور علی نوری لابد

ارسال نظر

صفحه ها

خرید اینترنتی لوازم خانگی آبی بای

درباره این نوشته

این صفحه حاوی یک نوشته است که توسط واقف در 27 آبان 1388 10:45 صبح منتشر شده است.

خواب‌هاي غمگين، آدم‌هاي غمگين نوشته قبلی اين بلاگ بود

حكايت قديمي فرزندان آدم نوشته بعدی اين بلاگ است

نوشته های اخیر را می توانید در صفحه نخست مشاهده نمایید و یا به آرشیو مراجعه کنید تا تمامی نوشته ها را مشاهده کنید.