آخ

| 3 نظر

حالا تب و تابش خوابيده اين آلبوم آخر محسن نامجو. ولي خوب بايد چند خطي نوشت درباره‌اش. نظرم شفاف است: يك سقوط وحشتناك. قطعات اول و دوم و هشتم به كنار، ساير قطعات به غير از قطعه شعر دو دراز … هم به رغم زيباييشان، يك جوري تكرار محسن نامجو هستند، تكراري محسن نامجو.

به نظر من خوب است كه آدم شعر سياسي بخواند، فحش بدهد اصلن، ولي تهش از خودش بپرسد خوب كه چي؟ مي‌داني اين آلبوم آخر عصبيت داشت، عصبانيتي كه وقتي عود مي‌كند آدم دست به كارهاي خركي احمقانه مي‌زند. كارهاي بيمزه، اصلاً گيرم كه جير پماران! خوب كه چي؟ خيلي بانمكي؟ خيلي مبارزه كرده‌اي؟ تابو شكني كرده‌اي؟ يا نه راه را كلا عوضي رفته‌اي… و باز يادم مي‌آيد قانوني بايد باشد براي هنرمندان كه از ايران خارج نشوند كه به گا خواهند رفت…

مرتبط

3 نظر

به نظر من اتفاقاً قطعه "گلادیوتورها" خیلی هم خمب بود و با مفهوم و غیرتکراری!!!
اما اینو قبول دارم که خیلی م پیش میاد که آدما سیاسی بخونن و ماندگار بشن!! چون کار سیاسی فقط واصه زمان خاصه!

مخلص کلام اینکه ممن با این آلبوم حال کردم چون جو گیر 13 آبان و فضای اطرافم بودم :دی

به نظر من اتفاقاً قطعه "گلادیوتورها" خیلی هم خب بود و با مفهوم و غیرتکراری!!!
اما اینو قبول دارم که خیلی کم پیش میاد که آدما سیاسی بخونن و ماندگار بشن!! چون کار سیاسی فقط واصه زمان خاصه!

مخلص کلام اینکه ممن با این آلبوم حال کردم چون جو گیر 13 آبان و فضای اطرافم بودم :دی

به نظر من اتفاقاً قطعه "گلادیوتورها" خیلی هم خب بود و با مفهوم و غیرتکراری!!!
اما اینو قبول دارم که خیلی کم پیش میاد که آدما سیاسی بخونن و ماندگار بشن!! چون کار سیاسی فقط واصه زمان خاصه!

مخلص کلام اینکه ممن با این آلبوم حال کردم چون جو گیر 13 آبان و فضای اطرافم بودم :دی

ارسال نظر

صفحه ها

خرید اینترنتی لوازم خانگی آبی بای

درباره این نوشته

این صفحه حاوی یک نوشته است که توسط واقف در 16 آبان 1388 3:01 بعدازظهر منتشر شده است.

طاقت بيار رفيق؛ داريم مي‌رسيم... نوشته قبلی اين بلاگ بود

فرامرز نوشته بعدی اين بلاگ است

نوشته های اخیر را می توانید در صفحه نخست مشاهده نمایید و یا به آرشیو مراجعه کنید تا تمامی نوشته ها را مشاهده کنید.