حالا تب و تابش خوابيده اين آلبوم آخر محسن نامجو. ولي خوب بايد چند خطي نوشت دربارهاش. نظرم شفاف است: يك سقوط وحشتناك. قطعات اول و دوم و هشتم به كنار، ساير قطعات به غير از قطعه شعر دو دراز … هم به رغم زيباييشان، يك جوري تكرار محسن نامجو هستند، تكراري محسن نامجو.
به نظر من خوب است كه آدم شعر سياسي بخواند، فحش بدهد اصلن، ولي تهش از خودش بپرسد خوب كه چي؟ ميداني اين آلبوم آخر عصبيت داشت، عصبانيتي كه وقتي عود ميكند آدم دست به كارهاي خركي احمقانه ميزند. كارهاي بيمزه، اصلاً گيرم كه جير پماران! خوب كه چي؟ خيلي بانمكي؟ خيلي مبارزه كردهاي؟ تابو شكني كردهاي؟ يا نه راه را كلا عوضي رفتهاي… و باز يادم ميآيد قانوني بايد باشد براي هنرمندان كه از ايران خارج نشوند كه به گا خواهند رفت…

به نظر من اتفاقاً قطعه "گلادیوتورها" خیلی هم خمب بود و با مفهوم و غیرتکراری!!!
اما اینو قبول دارم که خیلی م پیش میاد که آدما سیاسی بخونن و ماندگار بشن!! چون کار سیاسی فقط واصه زمان خاصه!
مخلص کلام اینکه ممن با این آلبوم حال کردم چون جو گیر 13 آبان و فضای اطرافم بودم :دی
به نظر من اتفاقاً قطعه "گلادیوتورها" خیلی هم خب بود و با مفهوم و غیرتکراری!!!
اما اینو قبول دارم که خیلی کم پیش میاد که آدما سیاسی بخونن و ماندگار بشن!! چون کار سیاسی فقط واصه زمان خاصه!
مخلص کلام اینکه ممن با این آلبوم حال کردم چون جو گیر 13 آبان و فضای اطرافم بودم :دی
به نظر من اتفاقاً قطعه "گلادیوتورها" خیلی هم خب بود و با مفهوم و غیرتکراری!!!
اما اینو قبول دارم که خیلی کم پیش میاد که آدما سیاسی بخونن و ماندگار بشن!! چون کار سیاسی فقط واصه زمان خاصه!
مخلص کلام اینکه ممن با این آلبوم حال کردم چون جو گیر 13 آبان و فضای اطرافم بودم :دی