برگرد،
با تنهائي ات
كجا مي گريزي؟
_برگرد.
گيسوانت را
دربادهايم
رها كن
در من فرشتگاني ست
با چشماني ابريشمين
پروانه هايم را ,كودكي باش
با خال هاي سرخي
بر سيب
برگرد با تنهايي ات
كجا مي گريزي؟
_برگرد!
من آبادي توام...
شين فومني، رودخانه در بهار.
حالا تو كه رشتي نيستي ببين چه قدر شعرهاي فارسي اين شاعر شيرين است. چه قدر لذيذ است. بعد كه رفتي رشت، برو قبر ميرزا كوچكخان، همانجاها بگرد تا قبر شيون را پيدا كني، بعد دوباره بگرد تا كتابفروشي همان دور و بر پيدا كني كه كتابهايش و نوارهايش را داشته باشد. بعد آن قدر گوش بده تا بفهمي آن طرف اين كوهها چه خبر است. تصوير شيون از آن طرف كوه كاملترين تصويري است كه ميتوان از جايي و مردماني نمايش داد.

اسم شاعر رو اشتباه نوشتین. شیون فومنی.
من با اینکه رشتی هستم اما تا به حال شعرهای فارسی ایشون رو نشنیده بودم. خیلی قشنگ بود.