يادتان هست 24 ساعت وقت داشتم تا آمار ياد بگيرم؟ اشتباه ميكردم، 48 ساعت وقت داشتم و الان 18 ساعت مانده كه هنوز صفحهي 7 هستم. تا 299 بايد بروم. كسي پيشنهادي چيزي ندارد؟
اين چند خط از دكتر بشيريه را بخوانيد تا دربيابيد كلاً آمار چه قدر مزخرف و لجن و كثافت است:
در گفتمان اوليه تجدد، جامعه و فرد، فعال و خلاق، و ساخت دولت منفعل و كارپذير تلقي ميشدند. در فرآيند تحول اين گفتمان و با ظهور علوم اجتماعي جديد، بتدريج جامعه و فرد منفعل و دولت و قدرت فعال ميگردند. دولت، سازمان بخش حيات اجتماعي و فردي ميشد. دولت نياز فزايندهاي به شناخت جامعه و فرد پيدا ميكند و فرد به دادههاي اطلاعاتي لازم براي چنين شناختي بدل ميشود. لازمهي اين شناخت ظهور روششناسيهايي براي پژوهشهاي آماري و تجربي است و همين روششناسيها بر علوم اجتماعي اين دوران غلبه مييابد. احزاب، شركتهاي توليد توزيع و دانشگاههاي علوم اجتماعي نيازمند شناختهاي خاص خود از جامعه و فرد هستند. اين علم افراد را نه به صرت فرد كه به صورت مقولهاي پردازش شده، كشف يا به عبارت بهتر وضع ميكند. خودفهميها و انگيزههاي گوناگون مصرف كنندگان سادهسازي ميشود و نتايج براي شركتها قابل كاربرد ميشود. با اعلام آمار به سليقهها و گرايشها جهت دهي ميكنند. افراد بايد در قالبها و قوارههاي خاصي ظاهر شوند. مفهوم ميانگين، خصلت وضع و تحميل دارد. شركتها و دولتها با برش فرد در مقولات آماري است كه فرد را در معرض سياستگذاريهاي خاص خود قرار ميدهند.

ارسال نظر