حالا فكر كن كسي جايي گوشهي دفتري نوشته باشد: بيگمان بزرگ، اگر بزرگ باشد و در بزرگي خودش درك شود هرگز نميتواند آسيب رسان باشد. و تو يادت بيايد اين جمله را جايي خواندهاي با اندكي تغيير و اضافات. بعد جلوتر بروي نوشته باشد: تو اين همه طراوت رويا را از كجا داري؟ اين همه بيخيالي؟ اين همه شور؟ يادت بيايد كه آيا تو هم اينگونه بودي؟ بعد نوشته باشد: ساقيا دستم بگير. و بعدتر: چه حالي داره مستي... و بعد نقل قول كرده باشد كه: "يك احمق هميشه ستايشگري احمق تر از خودش خواهد يافت" و تو با تمام وجودت درك كرده باشي. بعد بروي و يك گوشه بخندي به اين همه روزِ بيفردا كه در انتظارش نشستهاي.