آرشیو بهمنماه 1386

از نامه‌هاي مردم كوفه

| بدون نظر

دست خط

| 2 نظر

اپيكور

| 1 نظر

شكم، سيري ناپذير است، اين را همگان نيك مي‌دانند. اما تصور نادرستي‌ست كه بايد تا مي‌توانيم پرش كنيم.

كنكور ارشد!!!

| 2 نظر

آقا ما كارمون تموم شد؛ كسي دستشويي نداره؟

وَ الْجِنُ وَ اَلْناس، لذت الخلاص!

| بدون نظر

آلوده‌ام،

آلوده‌ی علاقه به خانه، به خيابان، به مردم.

گاه همان خوش‌لهجه‌ی شيرازی می‌آيد،

يکی دو کلمه از کتابِ اَبونواس برايم می‌خوانَد،

بعد می‌گويد بقيه‌ی سيگارت را بِده به من!

هفت خطِ پياله پُر است هنوز،

اما هر کاری که می‌کند مست نمی‌شوم،

سرمست نمی‌شوم.

حالا می‌زنم به راهی ديگر،

هر چه که باشد،

به راهِ يکی از همين پرده‌های پيشِ‌رو!

گاهی که پوری نيست،

نسيما نيست،

هُدی نيست،

هوا نيست،

حوصله نيست،

نيست ... نيست،

نيست به نيست می‌نشينم برای خودم،

خيره به جايی دور،

به نقطه‌ی نامعلومِ حيرتی،

هی برای خودم آواز می‌خوانم،

گريه می‌کنم،

سيگار می‌کشم ...

بعد بعضی پرده‌ها کنار می‌روند،

بعد می‌فهمم بادهای باکِره ...

باردارِ کدام وزيدن‌اند،

بعد واژه‌ها می‌بينم عجيب،

روياها می‌بينم عجيب،

و اشکالِ عادیِ بی‌نام،

سايه‌ها،

روشن‌ها،

سايه‌ها و روشن‌ها،

سايه‌روشن‌ها،

و سکوت، اورادِ بی‌باورِ اَزَل،

و پرنده‌ای عجيب‌تر:

نيمی کبوتر و نيمی آدمی ...

می‌آيد دورِ سَرَم،

و سايه می‌افتد بر ديوار،

فکر می‌پَرَد،

پرده تکان می‌خورد،

و من لبريزِ عطرِ علف،

خواب می‌بينم از الف به لام رسيده‌ام،

و لامِ تمامِ کام،

که به ميمِ می‌اَم ... مَنا،

و مَنا به کَيفِ اَبو،

به کَيفِ نواس،

و الْجِنُ وَ الْناس،

لذت الخَلاص!

حالا نگاه کن،

پشتِ هاشورِ نور ايستاده زن.

 

 

طی‌ام کن به عرضِ لام وُ به کافِ اووف وُ به رازِ حروف!

من کلماتِ آلوده به هَر مَگو را مقابلِ مُغانِ مادينه می‌گيرم:

واژه‌ها می‌روند،

روياها می‌روند،

سايه‌ها می‌روند،

روشن‌ها می‌روند،

سايه‌ها وُ روشن‌ها می‌روند،

سايه‌روشن‌ها می‌روند،

و فقط خوابی از جادو،

خطی از حافظ،

هوايی از اهواز،

و عطرِ عجيبِ زنی که می‌شناسَمَش،

اما به شما نخواهم گفت.

هی‌ی‌ی ...!

هی خوش‌لهجه‌ی شيرازی،

گول‌ات زدم،

من از تو کَله‌پاتَرَ

سوال از ابو سعيد...

| بدون نظر

رفتن هم حرف عجيبی

شبيه اشتباهِ آمدن است.

تو بگو ...

دايره تا کجای اين نقطه خواهد گريست؟

نجمه زارع

| بدون نظر

اين شعرها ديگر براي هيچ كس نيست

نه! در دلم انجگار جاي هيچ كس نيست

 آنقدر تنهايم كه حتي دردهايم

ديگر شبيهِ دردهاي هيچ كس نيست

حتي نفس‌هاي مرا از من گرفتند

من مرده‌ام در من هواي هيچ كس نيست

دنياي مرموزي‌ست ما بايد بدانيم

كه هيچ‌كس اينجا براي هيچ‌كس نيست

بايد خدا هم با خودش روراست باشد

وقتي كه مي‌داند خداي هيچ‌كس نيست

من مي‌روم هر چند مي‌دانم كه ديگر

پشت سرم حتي دعاي هيچ‌كس نيست

دريغا ملا عمر

| بدون نظر

ملاعمر مرد خوبی بود

او هم در باران آمده بود

قشنگ می‌خنديد

فقط گاهی اشتباه می‌کرد آدم می‌کُشت،

از دوستانِ نزديکِ حضرتِ بودا بود

يک عده گولش زدند

گفتند ...

سيد علي صالحي 

...

| بدون نظر

همان قدري كه ما از ديدن آن‌ها چندشمان مي‌شود ما هم به نظر آن‌ها غير قابل تحمليم.

gahoo!

| بدون نظر

گوگلِ پير آمد سراغ ياهو. ياهو آرام در گوشش گفت:"ديدي هر دو باختيم" گوگل گفت:" تو هنوز زنده‌اي؟" و سيگار كشيدند.

خوشبختی مثل آدامس چسبیده به آستین کت ام

| بدون نظر

چپ میرم

خوشبخت‌ام

راست می‌رم

خوشبخت‌ام

مي‌خوابم

خوشبختام

بيدار مي‌شم

خوشبخت‌ام

سهراب

| بدون نظر

قلندروار

| بدون نظر

یک روز از هم می‌درم این پرده تزویر را

یک روز می‌پیچم به هم سررشته تقدیر را

آیینه دل بشکنم تا وقت دیدار رخش

صد بار حک سازم به دل تکرار این تصویر را

در حلقه دیوانگان پیرخرد بهر نشان

پیچید دور گردنم این حلقه زنجیر را

در مذهب آیینه‌ها جایی ندارد کینه‌ها

برخیز و برچین از جبین این ظلمت شبگیر را

ای ریسمان حلاج را از دار بالاتر بکش

بر سر در خورشید زن تندیسه تکبیر را

ای ریسمان حلاج را از دار بالاتر بکش

بر سر در خورشید زن تندیسه تکبیر را

می‌گفت گل با بلبلی اینجا نمی‌لرزد دلی

بر دشنه منقار زن گلبانگ بی تاثیر را

یادش بخیر آن صبحدم دستانمان در دست هم

آهسته می گفتی به من آن خواب بی تعبیر را

آهاي آهاي كو پس خدامون؟

| بدون نظر

قطبنما كه گم شد ناخدا فهميد كه توطئه‌اي در كار است. همه‌ را رديف كرد. از هر كس خوشش نمي‌آمد بازداشت كردش تا كودتا نشود. سر و صدا كه بالا گرفت دو سه نفري را از عرشه پايين انداخت؛ همه ساكت شدند. تنها اشتباهش اين بود كه اين كار را در بندر كرد.

imac

| بدون نظر

راستش را بخواهي اين روزها دنبال سيبِ حوّايم. سرخ و خوش‌بو.

صفحه ها

خرید اینترنتی لوازم خانگی آبی بای

درباره این آرشیو

این صفحه آرشیو نوشته های از بهمنماه 1386 است که ترتیب چیدمانشان از جدید به قدیم است.

دیماه 1386 بایگانی قبلی است

اسفندماه 1386 بایگانی بعدی است.

نوشته های اخیر را می توانید در صفحه نخست مشاهده نمایید و یا به آرشیو مراجعه کنید تا تمامی نوشته ها را مشاهده کنید.