تاريخش يادم نيست؛ آرشيوش هم خراب است.
"ما و رفقایمان آدمهای معمولی بودیم
بعد من فهمیدم که تصمیم گرفته ایم معمولی نباشیم!
اینجوری،
O shit!
دوباره فهمیدم که نه، هر غلطی بکنیم از بعضی ها معمولی تریم
ما نه سر پیازیم نه تهش
اصلا بعدا فهمیدم این هم خاص ما و رفقایمان نیست
همه همینند.
هیچ کس سر پیاز نیست، تهش هم نیست.
اصلا پیازی در کار نیست. قضیه کلا حول محور یک سبزی دیگر می گردد."
علت: بسيار باعث خود شناسي بود؛ ديد بسيار خوبي از خودمان به خودمان داد.

این هم از آن نوشته هایی است که باقی خواهد ماند. باهات شرط می بندم.