تاريخ 26 شهريور 85
علت: اين پستش خيلي برام لذيذ بود؛ بارها به اين جملهاش فكر كردم.
تاريخ 26 شهريور 85
علت: اين پستش خيلي برام لذيذ بود؛ بارها به اين جملهاش فكر كردم.
تاريخ نوشته 1 ارديبهشت
هر چيزيُ كه بلد بودم نوشتم حتي چايي،اما با انواع سالاد و سوپ آماده،شد 15 تا!
علت: الان كه رفتيم سر خونمون دارم عمق ماجرا رو درك ميكنم.
تاريخش يادم نيست؛ آرشيوش هم خراب است.
"ما و رفقایمان آدمهای معمولی بودیم
بعد من فهمیدم که تصمیم گرفته ایم معمولی نباشیم!
اینجوری،
O shit!
دوباره فهمیدم که نه، هر غلطی بکنیم از بعضی ها معمولی تریم
ما نه سر پیازیم نه تهش
اصلا بعدا فهمیدم این هم خاص ما و رفقایمان نیست
همه همینند.
هیچ کس سر پیاز نیست، تهش هم نیست.
اصلا پیازی در کار نیست. قضیه کلا حول محور یک سبزی دیگر می گردد."
علت: بسيار باعث خود شناسي بود؛ ديد بسيار خوبي از خودمان به خودمان داد.
تاريخ 26 بهمن 85
من خودم یه جشنواره تمشک طلایی برای وبلاگ های مفلاگ برگزار کردم. جایزه هم می دیم تازه.سیمرغ با مرغ.علت: پستي كه آتشش بال همهمان را گرفت و چند وقتي هي يادمان ميآمد كه بعله؛
قويّاً از اقدام اخير صبا حمايت ميكنم. ماجرا از اين قرار است كه از خرداد گذشته تا كنون از هر وبلاگِ حلقهي مفلاگ يك پست انتخاب كنيم و علت اين انتخاب را نيز بنويسيم.
هنوز هم ماهي يك بار تمام آرشيو اين رو ميخونم. به نظرم شاهكار وبلاگ نويسي نسل ماست.
ديشب جايتان خالي فيض برديم، دلشدگانِ علي حاتمي را با سانسور از سيماي جمهوري اسلامي ديديم و لعنت فرستاديم به آن جماعت كه چيزشان راست شده بود كه...بعله!
كاش آن مرجع شيرازي عكسهاي ارشادات سگهاي حافظ امنيت اجتماعي در ميدان هفت تير را ميديد و بعد از آن طرح حمايت ميكرد.
...
راستي حضراتي كه به خاطر 300 ماتحت فلك را جر داده بودند كدام گوري هستند؟اين جا تنها چيزي كه داريم خوانده شدن است. آن چه كه از روزگار گذشته برايمان به ارث رسيده و مگر كي جز خود ما، ما را ميخواند؟
مسئله اين نيست كه مونولوگ داريم و ديالوگ نداريم؛ يك سري تكگويي و پراكندهنويسي ميكنيم بي كه مخاطبي داشته باشد؛ خودم مشخصاً مينويسم براي نوشتن و لذت بردن خودم؛ كسي بخواند يا نه؟ بفهمد يا نه؟ چيزي بگويد يا نه؟ چه فرقي و چه اهميتي دارد؟ كدامِ ما از حرفِ ديگري عوض شديم؟ خيلي وقت است انتظار ندارم حرفهايم اثري داشته باشد- حتي روي خودم- مينويسم كه بدانم(يد) كجايم؛ كه بعداً بدانم كجا بودم...
آدمها معمولاً روي كساني كه نبايد حساب باز ميكنند و روي كساني كه بايد نه...
ميگفت: بچه مذهبي كه نبايد عروسي بگيره؛ بايد بره مكه.
فكر كردم حتماً حضرت علي و حضرت زهرا مذهبي نبودهاند؛ چون علي رغم اين كه مكه نزديك بوده عروسي گرفتن.
پ.ن.: ما مكه نرفتيم و عروسي گرفتيم.اصلاً از اين كه ساركوزي پيروز شد خوشم نيومد؛ بزغاله نكرد قبلش يه هماهنگي كنه با ما...
امام حكومت خود را بر چوبهي دار شيخ فضل الله بنا كرد.
بودريار