از نامه‌ها

| 1 نظر

هرچه فكرمي‌كنم نمي‌فهمم نظام سانسور دنبال چيست؟ آخر كه چه؟ يعني فكر مي‌كنند كسي نمي‌فهمد "واژه"، "بوسه" بوده است؟ يا "قاضي"، "فقيه"؟ مگر نه اينكه قضات اين ديار همه فقيهان قوم‌اند؟ به كجا مي‌خواهند برسند؟ دياري كه در آن نبينند و نشنوند و اگر هم ديدند و شنيدند، نفهمند؟ مي‌داني استاد... چه قدر يك نفر بايد خاسر باشد تا چنين به جنگ واژگان برود؟ مگر خدا در آغاز كلمه نبود؟ مي‌دانم اين‌ها با دين هم چنين تا مي‌كنند كه با واژگان...هر چه را بخواهند حذف و مي‌كنند و با كبريت‌هاي بي‌خطر مي‌پوشانند، غافل از آنكه يتم نوره و لو كره المشركون...نه استاد؟

1 نظر

ارسال نظر

صفحه ها

با قدرت مووبل تایپ 4.24-en

درباره این نوشته

این صفحه حاوی یک نوشته است که توسط واقف در 24 اسفند 1385 11:37 بعدازظهر منتشر شده است.

رويايي نوشته قبلی اين بلاگ بود

هزارتو نوشته بعدی اين بلاگ است

نوشته های اخیر را می توانید در صفحه نخست مشاهده نمایید و یا به آرشیو مراجعه کنید تا تمامی نوشته ها را مشاهده کنید.