آدمهای تنها برای این خواستنی تر هستند که در تنهایی نمیتوانند به کسی لگد بزنند.
آرشیو خردادماه 1385
پشيمانم از اين كودكان ?لس?ه خوانده.
ديروز چه قدر دروغ گ?تم!
غالباً به كساني كه به خاطر دستان? ?لجشان خود را نيك ميپندارند خنديدهام
دنيا زندان مومن است. خوب حالا كه زندان آمدهايم اين چند روزي كه مهمان زندانيم خوش بگذرانيم. ر?قايمان را جمع كنيم دور هم و حال كنيم. بالاخره امروز و ?ردا حبسمان تمام ميشود و ميپريم.
و ابراهيم ستارهاي ديد و گ?ت اين خداي من است...
آدمهاي همه جاي دنيا اهل جنگلاند.
يادش به خير قديمترها، حضرت? آقا، من بودم و شما و دوسه رند و بدنام? دگر
زياد دنبال? ياد گر?تن نباش، سعي كن قبليها را به كار ببري بيشتر آموختن پيشكشت.
يادمان ر?ت 17 خرداد اولين روزي بود كه من و جهان در moflog.com پست گذاشتيم. دوستي بسيار عزيز ايميلاً تبريك گ?ته بود. هر كجا كه هست خدا ح?ظش كند.
حر? را كه خوب خوردي و هضم كردي ديگر مال خودت است. لازم نيست وقتي به زبان ميآورياش يا مينويسياش منبعش را ذكر كني چون دوباره از جان? تو بيرون ميآيد. با قرآن هم همين كار را بكن. خوب هضمش كن و ببين مثل? خدا حر? ميزني...
اسناد و دلايل بسياري وجود دارد كه ثابت ميكند واقعهي در و ديوار حقيقت داشته است. البته به عنوان يكي از ارادتمندان حضرت? زهرا قلباً تمايل دارم اين وقايع ساختهي ذهن? جاعلان حديث باشد نه وقايع تاريخي. در باب ازدواج حضرت ام كلثوم با عمر هم بايد بگويم روايات? متعدد? اين ازدواج همه بيان ميدارند كه اين عقد به زور صورت گر?ته و بسياري روايات تاييد ميكنند كه حضرت ام كلثوم هرگز به خانهي عمر نر?تند بلكه تنها در عقد عمر بودند. روشن?كري به معناي انكار تمام امور عوامپسند? طول تاريخ نيست. قلباً مايلم تمام چيزهايي كه حضرات گ?تهاند دروغ باشد.
پ.ن: بايد بگويم واقعيت داشتن يا نداشتن هر كدام از اين مسائل چيزي از حقانيت يا مظلوميت? معصومين نميكاهد.
تمام? هستي را وجودش ?را گر?ته. حالا نگاه كن چه چيزي كم و كسر داري كه محتاج كسي باشي؟
در واقع زمان و مكاني وجود ندارد، اگر حواسمان به زمان و مكان نباشد. بيخيال? قيل و قال? دنيا، حواست باشد عندَ مليك? مقتدر نشستهاي و ص?ا ميكني.
خود به خود بود و هست و خواهد بود.
بزرگترين ظلم پيدا كردن? پنهان و پنهان كردن? پيداست. چون تو پيدايي را كه پنهان كند؟
اين همه قيل و قال ندارد كه! جاي جديدي نميرويم. قبلاً پيش او بوديم، بعداً هم پيش او ميرويم، الان هم اگر حواسمان باشد پيش او هستيم.
الان از تشييع جنازهي يكي از عزيزترينها بر ميگردم. حر?ي هم ندارم. طبق معمول قدرش رو ندونستم. واسه خودم متأس?م. خيلي. ديشب نوار يكي از سخنرانيهاش رو گوش ميكردم. دلم هواي قديماي خودمو كرد. البته نه همش. ولي بعضي جاهاي قديمها رو بيشتر دوست داشتم. مثلاً نماز خوندنام. دعا كردنام...
به آخوند 10 تومن بدي نميتوني پس بگيري، ميخواي حكومتو پس بده؟
پ.ن: شنيدم اينو قرائتي اوايل انقلاب گ?ته.
براي دستيابي به مو?قيت آدم بايد بداند به كجا ميخواهد برود و حاضر باشد هزينهي آن را هم بپردازد.

