آرشیو آذرماه 1384

عصبيت و پوچي

| 3 نظر

و هيچ كس ?كر نكرد

كه نام آن كبوتر كوچك كه از دل‌ها ر?ت

ايمان بود...

وقتي جهانت را گند و كثا?ت بر داشته باشد، يا استشهادي مي‌شوي يا خود كشي مي‌كني، حاصل هر كدام بدتر از ديگري است. حالم به هم مي‌خورد از اينكه بمب به تنم ببندم و خودم را در يك رستوران من?جر كنم. آن‌جا كودكاني هستند كه مي‌توانستم به آن‌ها عشق بياموزم. بي‌مسئوليتي‌ام باعث شده كه نسبت به آينده‌ي آن‌ها و يا آن كودكاني كه پدرانشان غاصب سرزمينم هستند بي‌ت?اوت باشم. جاي آن‌كه بخواهم عشقي اين ميان پديد آورم تنها خودم و " آن‌ها" را من?جر كنم. ان?جاري كه دير يا زود پسران مرا هم در آتش خود مي‌كشد. به خلا? كتاب‌هاي ديني دبيرستان بي‌دين بودن ربطي به نهيليسم ندارد. ديندار‌هاي زيادي هم دچار نهيليسم هستند. بشر با بي‌مسئوليتي درقبال هر چيزي مي‌تواند به نهيليسم برسد. در قبال آينده‌ي آن كودكاني كه در متروي لندن سوختند، يا آن كودكاني كه مادرانشان پشت پنجره‌ي برج‌هاي دوقلو آن هواپيما‌ها را ديدند كه مي‌آمدند تا متعصبيني را به خيال خود به حوري‌هاي سيه چشم بهشتي برساند.

عصبيت ديني آن روي ديگر سكه‌ي نهيليسم است. گويي خدا نمي‌توانست جان اين همه را بگيرد. اين همه قتل بي‌هد? به كدام بهانه؟ اين‌ها كه مردند با اسلام چه كار داشتند؟ " آن مادران و كودكان".

كودكاني كه پدرانشان غاصب بوده‌اند، شايد؟- و مگر زمين براي خدا نيست؟ چه ?رقي برايش مي‌كند كه مسلمان در آن باشد يا يهودي يا ...-  به آتش ن?رت گر?ار مي‌شوند. پسرانم از آن‌ها ن?رت خواهند داشت و آن‌ها از پسرانم. و اين كثا?ت قابيلي تا روز پسين جهان را در بر خواهد گر?ت. آن‌گاه همه به يك اندازه گناه‌كار خواهيم بود... نه! گناه آن كودكان يهودي چه بود؟

در حشر ندا خواهند داد:" بايّ ذنب? قتلت؟"( به كدامين گناه كشته شد؟)

خاكستر زن

| 4 نظر

اين داستان را خيلي وقت پيش نوشته بودم. 23 مرداد 1382. الآن روحيه‌ام با آن وقت‌ها خيلي ?رق كرده. تصميم گر?تم كه دوباره آن را اينجا بنويسم. اگر حال داشته باشم مطالب وبلاگ اسبقم رو اينجا بازنويسي‌كنم. البته با ويرايشاتي كه اقتضاي تغيير در زمانه است. سعي مي‌كنم روح آن نوشته‌ها تغيير نكند.

ساعت حدوداً یازده شب بود. مرد عینک دودی به چشم داشت. کلاه پشمی به سر و بارانی رنگ و رو ر?ته‌ای بر تن. کی? چرمی کهنه ای دستش بود. لابد پر کاغذ و نهارش که مانده بود. احتمالاً کوکو سبزی.

دختر همان اول که او را دید توجهش به او جلب شد. سوار کردن مرد غریبه‌ای با این وضعیت، آن‌هم این وقت شب با عینک دودی برای دختری مثل او خطرناک بود. چند بار دور میدان چرخید. بعد هم وارد خیابان دیگری شد و از کوچه پس کوچه ها دوباره به میدان برگشت. ر?ت و جلوی پای مرد ترمز کرد. شیشه را پایین کشید. با عشوه گ?ت: آقا اینجوری خیس می‌شی‌ها!

| 1 نظر

يك. وقتي مي‌خواهيد كسي را تهديد كنيد يا به او ?حش بدهيد مطمئن باشيد كه Message را اشتباهي به كس ديگري- كه با او رو در بايستي؟هم داريد- ن?رستيد. خيلي ضايع مي‌شود اگر بخواند!

دو. خستگي نوعي تجربه‌ي ديني! است كه من آن را خيلي دوست دارم. مي‌تواني بخوابي بي‌آنكه غرغر ديگران را در مورد زياد خوابيدنت بشنوي. مي‌تواني راحت بخوابي و اگر كسي گ?ت چقدر مي‌خوابي با لحني خسته و خواب‌آلود بگويي:"خستم، خوابم مياد!" و دوباره بخوابي!

سه. يكي از شاهكارهاي جديدم اين است كه مي‌توانم قسمت اول مرغ سحر را بستارم!(با ستار اجرا كنم!) به طوري كه شنونده‌ي غير حر?ه‌اي ب?همد قطعه‌اي كه اجرا مي‌كنم چيزي بايد باشد شبيه مرغ سحر يا شايد سحرم دولت بيدار به بالين آمد...

چهار. در نظريات ?منيستي اين مطرح بود كه لط?اً حقوق زنان را رعايت كنيد. در نظريات پست ?منيستي كه پس از تاهل با آن‌ها آشنا شدم مي‌گويند اگر حقوق زنان را رعايت نكنيد كتك بيشتري مي‌خوريد(به هر حال بايد كتك بخوريد!)

پنج. ميداني؟ ?رويد خواندن، ماركوزه خواندن و...زماني براي درس نخواندن!

چگونه؟

| 1 نظر

زاهدي دلباخته‌ي دختري بود. او را گ?ت: من را چگونه خواهي؟ دختر گ?ت: آن‌گونه كه خدايت نخواهد! سپس دختر از زاهد پرسيد تو من را چگونه خواهي؟ زاهد گ?ت: آن‌گونه كه خدايت خواهد!

با اقتباس از كتاب تذكرة الانسان احمد غلامي. حتماً(حتمن!) بخوانيدش.

مبارزه‌‌ي جنسي؟! و حقوق زنان!

| 2 نظر

در پاسخ به علي!

اول- اينجا جاي خوبي براي شروع نيست! پس از كجا بايد شروع كرد؟ آدم بايد از هرجا كه مي‌تواند و به نظرش درست است شروع كند. جايي كه آدم مي‌خواهد يك مبارزه را شروع كند جاييست كه توان انگيزشي كا?ي را ايجاد كند. يعني جايي كه معضل وجود داشته باشد و عده‌اي باشند كه از آن معضل به تنگ آمده باشند. جنبش حقوق بشر خواهي در غرب پي‌آمد دو جنگ جهاني بود. مدارا و رواداري غربي در بستري تاريخي شكل گر?ت كه پيوندي انضمامي با مسائل موجود در غرب داشت. توجيهات انتزاعي پس از كنش‌هاي تاريخي ظهور پيدا كردند.

سكس بدون ارزش ا?زوده!

| 3 نظر

اگر سكس ?قط براي توليد مثل- كه آخرش بشود سرباز يا نيروي كار جامعه- و يا براي توليد پول- در روسپي‌خانه‌ها- نباشد چگونه جامعه‌اي خواهيم داشت؟

تمدن در تمام اشكال سنتي يا مدرن خود با سركوب نيازهاي جنسي و مذموم دانستن لذت جنسي، سكس را به سمت توليد ارزش ا?زوده سوق داده است. سكس براي سكس امر مذمومي است. لذت صر? جزو تابوها محسوب مي‌شود. كنش راديكال بايد از جايي پايه‌هاي سركوب را ويران كند. موضوع سكس يكي از بهترين موضوعات براي كنش راديكال ?رهنگي است كه مي‌تواند در برابر سركوب به ايستد. اين ايستادن البته به معناي رها ساختن سكس نيست. سكس بايد آزاد و در عين حال انساني باشد. تجاوز هرگز انساني نخواهد بود. مهم اين نيست كه آدم بتواند با همه سكس كند( آن بلاهتي كه ايرانيان از آزادي جنسي مد نظر دارند) بلكه مهم آن ت?كري است كه در پس اين كنش صورت مي‌گيرد. آن ايده‌ي غايي كه سكس را خواستني مي‌كند.

ماجراي مرگ هري‌پاتر!

| 6 نظر

" ... وقتی حوصله و وقت نداری وبلاگ ننويس ... چطور توقع داری نوشته ای را که بدون علاقه و حوصله نوشتی کسی با علاقه و حوصله بخونه؟ ...."

در به در سوژه براي نوشتن بودم كه اين مصاحبه را ديدم. با اين تكه‌اش مخال? هستم:

 

مديريت اسلامي

| 3 نظر

خدا رحمتت كند تقي! يادت هست سخنراني دكتر وارث در دانشكده‌تان را؟ براي يك سخنراني يك ساعته 45 دقيقه دير آمدي! تنها باري بود كه تأخير داشتي. ديشب دوباره دكتر همانجا در همان تالار سخنراني داشت. من هم ر?تم. تو نبودي. حميد آمد. چند ن?ري ديگر از دوستان را هم ديدم ولي جاي تو خالي بود. نبودي ببيني اين ر?قايت چه اراجي?ي راجع به مديريت اسلامي سوال مي‌كردند. جايت خالي بود. طر? به دنبال جهاني كردن مديريت اسلامي بود حال آنكه حضرات در مديريت تهرا كه چه بگويم عرضه‌ي تدبير منزلشان را هم ندارند! دلم برات تنگ شده!

?رادستي زباني و تبعيض جنسي

| 2 نظر

سكس ايراني در ساختار زباني خود نمايانگر تبعيض جنسي در ساختار قدرت است. در سكس ايراني مرد نقش ?اعل را دارد و زن نقش م?عول. براي سكس از ?عل كردن است?اده مي‌شود. "من او را كردم" جمله‌ي رايجي است كه در ايران به زبان مي‌آيد. انگار "او" هيچ كاره بوده است. در زبان انگليسي نوعي برابري در ساختار زباني وجود دارد. Fuck, lovemaking, have sex ساختارهايي هستند كه در انگليسي براي سكس است?اده مي‌شوند. اگرچه در انگليسي گاهاً از ?عل Do هم است?اده مي‌شود ولي اين ?عل در خود نشانه‌اي از برتري يا ?اعليت مرد ندارد. بكار بردن اين ا?عال براي مرد و زن به طور مساوي صورت مي‌گيرد. اما در ?ارسي كردن عملي مردانه است. اگر دختري بگويد " او را كردم" بسيار به گوش و ذهن مردان نامأنوس مي‌آيد. ?رهنگ ما مرد را در حوزه‌ي سكس هم برتري مي‌دهد.

صفحه ها

با قدرت مووبل تایپ 4.24-en

درباره این آرشیو

این صفحه آرشیو نوشته های از آذرماه 1384 است که ترتیب چیدمانشان از جدید به قدیم است.

آبانماه 1384 بایگانی قبلی است

دیماه 1384 بایگانی بعدی است.

نوشته های اخیر را می توانید در صفحه نخست مشاهده نمایید و یا به آرشیو مراجعه کنید تا تمامی نوشته ها را مشاهده کنید.