شام دهم: قتلگاه

فرياد از آن زمان كه گرفتند گرد وي

راه برون شتافتن از آن ميان نداشت

جسمش هزار پاره و بر جسم خويشتن

دلسوز جز جراحت تير و سنان نداشت

افتاد بر زمين و ز انبوه زخم‌ها

چندين كه بر زمين بنشيند توان نداشت

این نوشته در سوگ ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

1 پاسخ به شام دهم: قتلگاه

  1. saghar می‌گوید:

    انتظار داشتم اسمش رو بذاری “شام آخر “.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *