علی برکت الله

جناب تالکین جایی در کتاب ارباب حلقه‌هایشان که فرودو خسته و نومید است از زبان سم به او می‌گویند «هنوز در جهان مقداری نیکی هست و ارزشش را دارد که برایش بجنگیم». آقای تالکین درست می‌گویند، در همین خاک خودمان هم هنوز مقداری نیکی هست، بیشتر از کمی حتی. هنوز این خاک و این مردم ارزش جنگیدن دارند. هنوز می‌شود برای ایران، برای خودمان، برای آینده برایش جنگید. همچنان به این گفته‌ی مرد نقاش باور دارم که «امید بذر هویت ماست.» هنوز امیدواریم و نومید نیستیم. از قضا در مقام مقایسه امروز امیدوارتر از ۴ سال پیشیم. امیدوارتر از دیروز.

پیشتر این را هم از نادر ابراهیمی نقل کرده بودم که «در دقایقی از تاریخ، برای یک ملت، زندگی جنگ است و جنگ تمامی زندگی. در چنین دقایقی، ملت غذای جنگ می‌پزد، سرای جنگ می‌سازد، جامه‌ی جنگ می‌دوزد، خواب جنگ می‌بیند و صبورانه، ساحرانه و سنگین می‌جنگد، و خوشا به حال ملتی که می‌داند برای چه باید جنگید و جان سپرد و جاودانه شد.» دوباره وقت جنگ است، با رییسی؟ نه. با جهل. با دروغ. با همه‌ی آن طغیانی که پشت رییسی است و او را به جلو هل می‌دهد.

سال ۹۲ گفته بودم رييس جمهور من همچنان مردِ نقاش است و راي من به روحاني تغييري در آن ايجاد نخواهد كرد. هنوز هم بر سر همان حرفم. آن سال اما تا لحظه‌ی آخر تردید داشتم. رأیم، رأیمان از سر ناچاری بود. حالا اما در رأیم تردیدی نیست، با خیال راحت، با افتخار، رأیم را به نام حسن روحانی به صندوق می‌اندازم. انتخاب این بار بین بد و بدتر نیست. واقعاً بین خوب و بد است، بین راه و بیراه، بین عقل و جهل.

عکسی که آن بالاست را دوست دارم، اما جای یکی دو نفر در آن خالیست، جای مرد نقاش، جای جناب مهدی کروبی فرزند احمد.

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *