سرگردانی‌های اویسین

[سنت پاتریک] تو که کوژی، کَلی، کوری

با دلی سنگین و سری سرگردان

شاعران می‌خوانند، دیده‌ای سه سده

از بازی با چیزی ابلیسی

[اویسین] بیمارِ سالیان، محزون از به یاد آوردنِ

بی‌شمار نیزه‌ی فرز،

سواران و موهای رهاشان

و کاسه‌های جو و عسل و شراب،

آن زوج‌های خوشِ هم‌کوک رقصان،

و آن تن بلوری لمیده کنار تنم؛

اما قصه، گرچه کلمات سبک‌تر از هوا باشند

باید که زنده بماند تا پیر شود چون ماهِ سرگردان.

ویلیام باتلر ییتس، دو بند آغازین منظومه‌ی سرگردانی‌های اویسین، برگردان محمد حسین واقف

این نوشته در ترجمه‌ها, نوشتن ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *