Behind the Success

ita.jpg
اکنون شصت‌ سال دارم. بالاخره فهمیده‌ام که وظیفه‌ی نویسنده خیلی ساده انجام چیزی است که می‌داند چگونه باید انجامش دهد؛ قصه‌گوها باید قصه بگویند، توصیف‌کنند، بسازند. سال‌های بسیار از وضع دستورات درباره‌ی این که نویسنده باید چگونه بنویسد دست برداشته بودم. هدف از تبلیغ نوعی ادبیات، یا نوع دیگر آن و دفاع از آن چیست، اگر چیزهایی که سرانجام خودت می‌نویسی، ممکن است به کلی متفاوت از آن باشند؟ زمان زیادی طول کشید دریابم آن‌چه به حساب می‌آید نه نیت تو، که چیزی است که واقعاً به آن دست پیدا می‌کنی. پس کار ادبی‌ام، هم‌چنین تبدیل به جست‌وجو برای خودم شد؛ تلاشی برای فهم آن‌چه که هستم.
می‌دانم تاکنون درباره‌ی لذت نوشتن کم صحبت کرده‌ام. اگر دست‌کم اندکی خوشی تجربه نکنی، هرگز چیز خوبی نخواهی نوشت. برای من، چیز لذ‌ت‌بخش به‌معنای چیزهای جدید است. نوشتن مشغولیتی کسالت‌بار و در انزوا است؛ اگر خودت را تکرار کنی، حزنی بی‌نهایت تو را قبضه می‌کند. حتماً باید بگویم حتی برای صفحاتی‌ که به خود‌به‌خودترین حالت نوشته‌ام، تلاش بسیار مهیبی صرف شده است. حس رهایی، رضایت، تنها بعد از آن شروع می‌شود، وقتی که کتاب تمام شد. اما آن‌چه اهمیت دارد این است که خوانندگانم لذت ببرند، نه من.
ایتالو کالوینو، هرمیت در پاریس

این نوشته در کالوینو, هرمیت در پاریس ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *