عمارت، سکونت، فکرت

فانیان از این رو سکنی می‌گزینند که گویی در انتظار قدسیان چونان قدسیانند، آنان امیدوارانه آن‌چه را که از آن گریزانند به قدسیان نشان می‌دهند. آنان در انتظار صمیمیت آمدنشان هستند و در نشانه‌های غیبتشان خطایی وجود ندارد. آن‌ها برای حودشان خدا نمی‌سازند و بت‌ها را پرستش نمی‌کنند. در عمق ناکامی، آن‌ها در انتظار خیر و برکتی هستند که از آنان دریغ شده است.
فانیان از این رو سکنی می‌گزینند که ماهیتشان را به استفاده و عمل واگذارند و خود را به توانایی پذیرش مرگ به عنوان مرگ رهنمون باشند. شاید که مرگ همراه با نیکی باشد. وارد کردن فانیان به عرصه‌ی مرگ به هیچ وجه به معنی هدف کردن مرگ چونان عدم تهی نیست، و به معنای تیره‌کردن سکنی و با چشم بسته به پایان خیره‌شدن نیز نیست.
شعر، زبان و اندیشه‌ی رهایی، مارتین هایدگر، ترجمه‌ی عباس منوچهری، انتشارات مولی

این نوشته در زندگي ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *