Do you want to see me become her?

tumblr_mmgdw2nMM81qbz1b3o2_500.jpg
“هرگز آن روزِ خوبي را که من و مريلين در نيويورک قدم مي‌زديم، فراموش نخواهم كرد. او نيويورك را به اين خاطر دوست داشت كه بر خلاف هالیوود آن جا كسي مزاحمش نمي‌شد، مي‌توانست لباس‌هاي معمولي‌اش را بپوشد و هيچ كس متوجه او نباشد. او عاشق اين كار بود. همين طور كه پايين برادوي راه مي‌رفتيم، رو به من كرد و گفت:’مي‌خوای ببيني كه من تبديل به او مي‌شم’ نمي‌دانستم منظورش چيست ولي گفتم ‘بله’- و سپس ديدم. نمي‌دانم چگونه چيزي را كه ديدم توضيح دهم، چون تشخيصش بسيار مشكل بود، او چيزي را درون خود روشن كرده بود كه تقريباً به جادو شباهت داشت. و ناگهان ماشين‌ها سرعتشان را كم مي‌كردند و مردم سرشان را مي‌چرخاندند و سر جايشان مي‌ايستادند تا به او خيره شوند. آن‌ها فهميده بودند كه او مريلين مونرو است، انگار نقابی را از روي صورت خود برداشته باشد، ولو اين كه ثانيه‌اي پيش‌تر هيچ كس متوجه او نبود. هرگز پيش از آن چيزی شبيه اين نديده بودم”.
ايمي گرين، همسر ميلتون گرين، عكاس شخصي مريلين مونرو

این نوشته در از فیلم‌ها, زندگي ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *