اتاقِ پسر

sonsroom.jpg
اتاقِ پسر فيلمي روانكاوانه است و هيچ سعي‌اي در پنهان كردن آن ندارد. نه تنها شخصيت اصلي فيلم روانكاو است، فيلم هم مدام هم به موضوع روانكاوي به صورت كلي و هم به موضوع سوگواري به عنوان يكي از موضوعات مهم روانكاوي مي‌پردازد.
فيلم ما را با بيماران متعددي مواجه مي‌كند كه معتقدند جوواني آن‌ها را درك نمي‌كند، نمي‌فهمد آن‌ها چه مي‌گويند و كمابيش هم درست مي‌گويند. او در موضع بي‌طرفي است و از موضوع در فاصله است. شنيدنِ درد ديگران شغل اوست. براي همين است كه مي‌تواند رهنمود بدهد. او درگير اين مشكلات نيست.
با اين همه زماني مي‌رسد كه او دچار فقدانِ پسرش، كه در نيمه‌ي اول فيلم رابطه‌اي با صميميت شايد اغراق شده بين پدر و پسر نمايش داده شده، مي‌شود روانكاوي هيچ كمكي به او نمي‌كند. سوگواري و رنج او كارش را تحت الشعاع قرار مي‌دهد. مي‌بينيم كه او مانند زن و فرزندش، مانند بيمارانش، پنج مرحله‌ي سوگواري را به ترتيب طي مي‌كتد. از انكار، به خشم، به چانه‌زني، به افسردگي، به پذيرش.
حضور آريانا در داستان، از لحظه‌ي رسيدن نامه كمك مي‌كند تا خانواده به پذيرش نزديك‌تر شوند. كمك مي‌كند تا آن‌ها بابتِ رابطه‌ي عاشقانه‌ي فرزندشان، يا به قول ما ناكام نمردنش، هر قدر هم مختصر، سعي كنند تا براي او خوشحال باشند و با همين دستاويز، با همين معجزه‌ي يدِ بيضاي عشق، از دست دادن فرزند را بپذيرند و عشقِ‌ او را به نوعي امتداد حضورش بدانند.
با اين حال، گرچه در پايان فيلم اعضاي خانواده‌ي اكنون سه نفره از كنجِ خلوت خود در مي‌آيند و در كنار هم فقدانِ پسر را مي‌پذيرند، باز هم اين پذيرش به معناي اتمامِ رنج و دردشان نيست. در تمامِ فيلم اين جمله‌ي بارت توي سرم رژه مي‌رفت كه:”سوگواري تمام مي‌شود، رنج كشيدن هرگز”.

این نوشته در از فیلم‌ها, بارت, سوگ ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

2 پاسخ به اتاقِ پسر

  1. زورآباد می‌گوید:

    we need to talk about kevin
    رو ديدی؟

  2. واقف می‌گوید:

    نه هنوز

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *