تدبير و اميد

18_8405300439_L600.jpg
يك
يك چرندي هم باب شده كه قاليباف آدم اجرايي‌ قوي‌اي است پس به او راي بدهيم. بايد حواستان را به اين نكته جمع كنم كه رياست جمهوري آن‌قدر هم پست اجرايي نيست. يك پست سياسي است. و الا قانون اساسي جاي رجل سياسي، رجل اجرايي بودن را مي‌گذاشت جزو شرايط رييس‌جمهور. رييس جمهور پست سياسي است به اين معناست كه محل سياست‌گذاري است. رييس جمهور بايد بتواند سياست‌گذاري اقتصادي، فرهنگي، سياسي كند. و حتي بر خود جنابِ سرهنگ هم روشن است كه آدمِ اين كارها نيست. خودش صراحتا در مورد سياست خارجي گفت كه اصولا نظري در اين زمينه ندارد و مطيع است. در زمينه‌هاي فرهنگي هم سياست‌هايشان در شهرداري بر همگان واضح و مبرهن است. طبعا لزومي ندارد همسويي شهرداري تهران با حوزه هنري در تحريم سينماي مستقل ايران را يادآور شوم. قاليباف در صورت بيرون آمدن از صندوق همان رييس‌جمهور تداركات‌چي خواهد بود كه سياست‌هاي ابلاغي را خوب “اجرا” مي‌كند نه سياست‌هاي مستقل برآمده از برايند مطالبات مردم را.
دو
آن مدینه و مملکت رو به خرابی می‌رود که در آن اگر کسی که طبعاً اهل صنعت و یا تجارت است، از ثروت خود سرمست شود و بخواهد در زمره‌ی جنگجویان وارد شود و یا اگر جنگجویان علیرغم بی‌لیاقتی خود بخواهند مشاور یا حاکم مملکت شوند.» اگر سیاست به دست ناقابل آن‌ها بی‌افتد حکومت را نابود خواهند ساخت.
تاریخ فلسفه، ویل دورانت، ترجمه عباس زریاب، بخش افلاطون
سه
جناب تركان در مستند اول تبليغاتي آقاي روحاني يك جمله‌اي گفتند با اين مضمون كه مملكت به يك به جاي خود نياز دارد.
چهار
خطرات جناب جليلي كه گفتن ندارد؟ دارد؟
پنج
روز جمعه به جناب حسن روحاني راي خواهم داد و از شما هم دعوت مي‌كنم به ايشان راي دهيد. اين به اين معنا نيست كه از سلامت انتخابات مطمئنم. به اين معنا هم نيست كه وقايع هشتاد و هشت را فراموش كرده‌ام. با اين همه تنها كورسوي اميد، تو بگو خوش‌خيالي، همين راي به روحاني است.
شش
با اين كه جناب لاريجاني گفتند كه سياست عرصه‌ي عشق نيست و عرصه‌ي محاسبه و رياضيات است، با اين همه بايد بگويم فرقي ندارد كه تقلب بشود يا نشود. جليلي رييس‌جمهور بشود يا قاليباف با روحاني. رييس جمهور من همچنان مردِ نقاش است. رييس جمهور من هنوز شير در قفسِ بن‌بست اختر است. رييس جمهور من هنوز نخست‌وزير امام است. راي من به روحاني تغييري در آن ايجاد نخواهد كرد.

این نوشته در عمومي ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

1 پاسخ به تدبير و اميد

  1. محسن می‌گوید:

    لزوما چرند نیست. البته اصل استدلال شما غلط نیست. نکته این است که ملت حسش را از شخصیت و نحوه ی عملکرد ِطرف (چه گذشته و چه انتظارش از آینده) این طوری با این صفت “اجرایی” بیان می کند. استخدام ِواژه ای که ممکن است غلط باشد یا کامل نباشد و به سادگی بشود گریبان ِواژه را گرفت و یک چرند بست بیخ ریشش و پنبه اش را زد.
    اما آن حسِ پس ِذهن سرجایش هست. این چرند خواندن به این سادگی تغییرش نخواهد داد.
    چون هرجا این آدم رفته، تغییرش محسوس و ملموس بوده و عینی.
    هزار فحش ِلسانی ِخاردار از یاد می رود و یک تجاوز ِمودبانه با کاندوم بی خار، خیر!!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *