تصميمِ حاكم

daniel-day-lewis-looks-mournful-in-first-one-sheet-for-steven-spielberg-lincoln.jpg
لينكلن اسپيلبرگ داستانِ تصويب متمم سيزدهم قانون اساسي آمريكا است. متممي كه منجر به لغوِ برده‌داري در آمريكا شد. چند هفته پس از انتخابات ریاست جمهوری در ۲۰ سپتامبر ۱۸۶۰، کارولینای جنوبی با رأی مجلس قانونگذاری خود، خروج از جرگه ایالات متحده را اعلام کرد. بلافاصله پس از مراسم سوگند لینکلن در ۴ مارس، ۱۸۶۱ ایالات متحده تجزیه شد. در زمان كوتاهي شمار اين ايالت‌ها به يازده رسيد. در این مناطق برده‌داری هنوز رواج داشت. ایالت‌های جنوبی ریچموند را پایتخت خود قرار داده و جفرسن دیویس را به ریاست جمهوری برگزیدند.
لينكلن براي حفظ تماميتِ ارضي و بازگشت اتحاد به ايالات متحده با جنوب وارد جنگ شد و ضمن اعلام وضعيت استثنايي، كه از حمايت كنگره نيز برخوردار بود، برخي اصول قانون اساسي را زير پا گذاشت. اين اولين مورد در تاريخ آمريكا به شمار مي‌آيد كه اختيارات حاكم قانون اساسي را به دليل حفظ موجوديت كشور نقض كند. در اوج جنگ داخلي لينكلن اعلاميه آزادي بردگان را صادر كرد. آيا اين اعلاميه بر عليه برده‌داري بود؟ به هيچ وجه. اعلاميه آزادي بردگان يك راهبرد جنگي-اقتصادي بود كه اعلام مي‌كرد برده‌‌ها در ايالاتي كه تحتِ كنترل اتحاديه نيستند آزادند اما ايالات مرزي كه در آن‌ها برده‌داري رايج بود را از اعلاميه معاف مي‌كرد. در واقع آزادي برده‌هاي جنوبي‌ها آنان را از نظر اقتصادي و جنگي ضعيف مي‌كرد و جنوب را سريع‌تر به سمت شكست سوق مي‌داد. علتِ استثنا كردن ايالات مرزي اين بوده كه اين ايالات به شورشيانِ كنفدراسيون جنوب نپيوندند. با اين كه لينكلن مي‌خواست كه برده‌ها آزاد باشند اولويت اصلي او حفظ اتحاديه بود. البته از شواهد بر مي‌آيد كه لينكلن به برابري كامل سياهان و سفيدان معتقد نبوده و در برنامه‌ي بازسازي آمريكاي بعد از جنگ به دنبال ايجاد كلوني‌هايي در آفريقا و آمريكاي جنوبي براي سياهان بود. او در نامه‌اي به هوراس گريلي مي‌نويسد: «من اتحادیه را حفظ می‌کنم. با کوتاه‌ترین راه ممکن از طریق قانون اساسی آن را حفظ می‌کنم…هدف اصلی من دراین مبارزه این است که اتحادیه را حفظ کنم، نه این که برده‌داری را حفظ کنم یا از بین ببرم. اگر می‌توانستم اتحادیه را بدون آزاد کردن هیچ برده‌ای حفظ کنم این کار را می‌کردم، اگر می‌توانستم اتحادیه را با آزاد کردن تمام بردگان حفظ کنم این کار را می‌کردم، و اگر می‌توانستم اتحادیه را با آزاد کردن گروهی از بردگان و برده نگه داشتن گروهی دیگر حفظ کنم باز هم این کار را می‌کردم، هر آنچه در مورد برده‌داری و نژاد رنگین انجام دهم، بدین دلیل انجام می‌دهم که فکر می‌کنم می‌تواند به حفظ اتحادیه کمک کند…. من بدین وسیله هدفم را بر طبق وظیفه رسمی‌ام اعلام کردم و قصد ندارم هیچ گونه تغییری در آرزوی شخصی‌ام که بارها ابراز داشته‌ام مبنی بر این که تمامی انسان‌ها در هر کجا که باشند آزادند ایجاد کنم.»
او الويت اصلي خود را حفظ اتحاديه مي‌داند و مسائلِ مربوط به حقوق سياه‌پوستان دغدغه‌ي اول او نيستند. با اين همه به نظر مي‌رسد از جايي او هم و غم‌ خود را بر تصويب متمم سيزدهم و لغو كاملِ برده‌داري، و نه برابري سياه‌پوستان و سفيدپوستن، مي‌گذارد. آن طور كه فيلم نمايش مي‌دهد در صورت ارايه متمم سيزدهم به سنا، پس از برقراري صلح بين شمال و جنوب احتمال تصويب آن به شدت كاهش مي‌يافت. بنا بر اين لينكلن مي‌توانست بدونِ دغدغه‌ي برده‌داري با جنوب به مذاكره بپردازد و حتي آزادي برده‌داري در جنوب را به عنوان يك پيشنهاد مطرح كند و زودتر به صلح دست پيدا كند. با اين همه به دليلي مبهم او ترجيح داد جنگ به درازا بكشد و متمم قانون اساسي تصويب شود و نه از طريق مذاكره كه از طريق جنگ و خونريزي به پيروزي دست پيدا كند. چنين راهبردي در شرايطي مي‌تواند عاقلانه باشد كه لينكلن از پيروزي خود در نبرد نظامي مطمئن باشد كه با اعتمادي كه او به ژنرال گرانت و نيز راهبرد محاصره‌ي دريايي جنوب داشت، چندان هم دور از ذهن نيست.
در جايي از لينكلنِ اسپيلبرگ، كه به زعم من نقطه‌ي كليدي فيلم است لينكلن با اشاره به اين مسايل در جواب به اين سوال كه وقتي امكانِ صلح با جنوب هست، مخصوصا پس از اعلاميه آزادي بردگان چرا بايد متمم سيزدهم امضا شود؟ پس از نقل خاطره‌اي از موكلش در دادگاهِ ايلينويز با تاكيد بر بن‌بست حقوقي كه اعلاميه آزادي بردگان پس از جنگ با آن مواجه خواهد شد اين گونه مي‌گويد كه: «…دو سال پیش من این آدم‌ها را آزاد اعلام کردم:‌ “پس من‌بعد و الی‌الابد آزاد”. ولی بگذارید فرض کنیم که دادگاه‌هایی حکم کنند که من چنین اختیاری نداشته‌ام…فرض کنیم هیچ متممی برده‌داری را ملغي نکند. فرض کنیم بعد از جنگ باشد، که من دیگر نتوانم اختیارات جنگی‌ام را برای نادیده گرفتن حکم دادگاه به کار بگیرم…ممکن است به آدم‌هایی که من آزاد کرده‌ام دستور داده شود که به بردگی بازگردند؟ به این دلیل است که می‌خواهم متمم سیزدهم در مجلس تصویب شود و ایالات در مسیر پذیرش آن کل بساط برده‌داری را جمع کنند، الی‌الابد و همیشه»
اين طور است كه لينكلنِ اسپيلبرگ راوي آن چيزي است كه آگامبن به آن اولين اعلام وضعيتِ استثنايي تاريخ آمريكا مي‌گويد. لينكلن به خوبي مي‌دانست كه اعلام وضعيتِ استثنايي نمي‌تواند ابدي باشد. نمي‌توان براي هميشه اختياراتي فراتر از قانون اساسي داشت. نمي‌توان با تصميمي برگرفته از شرايط جنگي هيچ چيز را، حتي آزادي و برابري را دائمي كرد. او مي‌دانست استفاده از اختيارات جنگي، مشكل را حل نمي‌كند بلكه مواجهه با آن را به تاخير مي‌اندازد. بنا بر اين عزم كرد كه متمم سيزدهم، در شرايطي كه بيشترين احتمالِ تصويب را داشت، توسط كنگره، به هر قيمتي تصويب شود. اين هزينه مي‌خواهد وعده‌ي شغلِ دولتي به مخالفان باشد يا تحديد روزنامه‌ها و پشتِ پا زدن به اعتماد دوستان و نزديكانش باشد، هزينه‌اي است كه بايد پرداخت شود تا لغوِ برده‌داري به عنوان متمم قانون اساسي تصويب شود و نه به صورت آن چه آگامبن به آن “تصميم حاكم” مي‌گويد.
اين مطلب پيش از اين با اندكي تفاوت در روزنامه بهار منتشر شده است.

این نوشته در از فیلم‌ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *