مِنَ الغريبِ الي الحبيب

چند روزي است دارم به اين فكر مي‌كنم كه اين همه وقت چي بوده كه از شما ياد گرفته باشم. چي بوده كه خيلي خاص بوده،‌ خيلي پر رنگ؟ خوب كه چرخيدم ديدم آن يك چيز “ادب” بوده. نه حالا اين ادبِ مبتذلِ بچه مثبت‌وار. آن ادبي كه شما مي‌گفتيد، ادب عاشقي، ادب فارغي، ادب وصال، ادب فراق، ادبِ رفاقت، ادبِ راه رفتن، ادبِ فكر كردن، خواندن، نوشتن، ادبِ قضاوت نكردن (يادم نرود بگويم خيلي سال قبل‌تر از اين كه همه دستور العمل صادر كنند كه جاج نكنيم از شما ياد گرفته بودم)، ادبِ گريه كردن، ادبِ خنديدن، ادب با كوچكتر برخورد كردن، ادب با بزرگتر معاشرت كردن، ادبِ ماتم، ادب تو بگو عياشي. يادمان داده بودي كه اگر رفيقي تا آخر بايد رفيق باشي، اگر دشمني بايد دشمن با مرامي باشي.

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

1 پاسخ به مِنَ الغريبِ الي الحبيب

  1. سوسن جعفری می‌گوید:

    تا این یاد گرفتن چگونه باشد. گرفتن و فرسودن به غبار باشد یا گرفتن و آزمودن به کار؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *