بایگانی ماهیانه: جولای 2015

سرگردانی‌های اویسین

[سنت پاتریک] تو که کوژی، کَلی، کوری با دلی سنگین و سری سرگردان شاعران می‌خوانند، دیده‌ای سه سده از بازی با چیزی ابلیسی [اویسین] بیمارِ سالیان، محزون از به یاد آوردنِ بی‌شمار نیزه‌ی فرز، سواران و موهای رهاشان و کاسه‌های … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ترجمه‌ها, نوشتن | پاسخ دهید:

مرا فراموش کن، مرا به یاد آر*

اگر آن‌جا که زندگی می‌کنیم آن‌جا که هستیم نباشد چه؟ اگر ساعتمان، ساعت جای دیگری باشد؟ پنیرمان، قاب‌های نقاشی‌مان، خواب‌هامان همه از فضایی دیگر، از زمانی دیگر چه؟ چه می‌شود اگر آن‌ چیزها، آن کسان که می‌خواهیم جای دیگری باشند، … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در از فیلم‌ها | پاسخ دهید:

در جست‌وجوی زمان بازیافته

پسربچگی سهل و ممتنع است. سرراستِ سرراست. میسون ۶ ساله قرار است ۱۸ ساله شود. جلوی لنز دوربین، جلوی چشمان ما. انگار به تماشای جادو نشسته باشیم. پسربچگی زیبایی‌های خیره‌کننده‌ی بسیاری دارد و یکی از این کیفیت‌ها که ما را … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در از فیلم‌ها | پاسخ دهید:

مرگ رویاروی

از قدیم گفته‌اند: فسانه باک ندارد ز نامحال و محال. اما سیر و سیاحت این آقای ارداویراف در دوزخ مو براندام شما راست می‌کند. من فقط یک مورد از هشتاد و یک قِسم کیفر روان‌ها را از فرگرد ۹۲ برای … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | پاسخ دهید: