بایگانی ماهیانه: اکتبر 2014

ونسا؟

خوشم می‌آید ازش. دلچسب می‌کند زندگی را. فکر می‌کنم خودش، خود خودش، دلچسب است. از صمیم قلب حرف می‌زند. قدر رک‌گویی‌اش را می‌دانم و این واقعیت را که جریان طبیعی مکالمه را به‌زور پیش نمی‌راند دوست دارم. کلماتش هویت دارند. … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ترجمه‌ها, زندگي, نوشتن | پاسخ دهید:

به نوشتن رسیدن

نوشتن: راهی برای باقی نگذاشتن فضایی برای مرگ، به عقب راندن فراموشی، که فرد هرگز نگذارد که با مغاک غافل‌گیر شود. که هرگز نگذارد مستعفی شود، تسلی‌یابد؛ که هرگز در تخت رو به دیوار غلت نخورد و دوباره بخواب رود انگار … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در نوشتن | پاسخ دهید:

راه خروج

محمدرضا نیکفر آن زمانی که هنوز فیلسوف معقولی بود و خود را درگیر الاهیات سطحی و مبتذل رادیو زمانه نکرده بود در شماره‌ی ۲۷ مجله‌ی آفتاب مقاله‌ای نوشته بود با عنوان طرح یک نظریه‌ی بومی درباره‌ی سکولاریزاسیون. مدعای اصلی آن … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در عمومي | پاسخ دهید:

مردی که آن‌جا نبود

ممنتو با زمان سر و کار دارد. در واقع با بی‌زمانی و به دنبال آن جاودانگی. لنی بی‌زمان است، نه که عمرش نگذرد که می‌گذرد، به این معنا که از دست دادن توان ثبت خاطرات جدید او را از زمان … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در از فیلم‌ها | یک پاسخ

ترجمه از زبان عالم و آدم

و چیزی حوالی چارده سالم بود که در روزنامه‌ها برخوردم به شعری از مردی به نام نیما یوشیج: «خواب در چشم ترم می‌شکند…» ندانستم یعنی چه، ولی جذبم کرد و، هر چه بیشتر می‌خواندم بیشتر جذب می‌شدم. بعدها بود که … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در قطعات ادبي, نوشتن | پاسخ دهید:

موریه

«به این ترتیب ابراهیم همزمان اخلاقی‌ترین و غیر اخلاقی‌ترین، مسئول‌ترین و بی‌مسئولیت‌ترینِ انسان‌هاست، مطلقاً مسئول چون مطلقاً بی‌مسئولیت‌ است، مطلقاً بی‌مسئولیت در برابر انسان‌ها و خانواده‌اش و در برابر امر اخلاقی، زیرا که او مطلقاً به وظیفه‌ی مطلق پاسخ می‌دهد، … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ترجمه‌ها, دریدا, نوشتن | پاسخ دهید: