بایگانی ماهیانه: ژانویه 2013

زندانيِ اندوهِ تعلق نتوان بود، بیدل دلت از هرچه شود تنگ برون آ

يك جايي از نمايش ترومن هست كه تازه شك ترومن بر انگيخته شده است. همين طوري هم زندگيِ روتينِ روزمره آزارش مي‌داده. هر روز يك ساعت مشخص از خانه بيرون رفتن،‌ هر روز با همسايه‌ي روبرويي و زن و بچه‌اش … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در از فیلم‌ها | 2 پاسخ

تماشاگهِ راز

در مردن رازي است. مرگ تنها رازي است كه وجود دارد. كه حقيقتاً ناگفتني است، نا شنيدني است. بي كه بداني كِي، به ناگاه فرا مي‌رسد و تو را با خود مي‌برد، به جايي كه نمي‌داني‌اش،‌ نمي‌دانم‌اش. مرگ رازِ محتوم … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در Uncategorized | 3 پاسخ

هم به چشم بسته باید خواند این تحریر را

يك وقت‌هايي هم مثل الان عطشِ نوشتن دارم. نه چيزي مثل اين وبلاگ، كه نوشتن روي كاغذ. نوشتن با روان‌نويسي كه دوستش دارم روي كاغذي كه دوستش دارم. چيزي هم براي نوشتن ندارم، بر مي‌دارم از روي كتابي كه دوستش … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در Uncategorized | 3 پاسخ

نشان یار سفرکرده از که پرسم باز، که هر چه گفت برید صبا پریشان گفت

دلتنگي هزار حالت دارد، هزار شكل، هزار رنگ. يك مدلش اين مدلي است كه هي سراغش را مي‌گيري، هي ايميل، هي اس ام اس، هي اسكايپ. يك مدلش هم اين شكلي است كه سراغش را نمي‌گيري، ولش مي‌كني به امان … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در Uncategorized | یک پاسخ

نکند شعبده این ساحر جادوگر

پرستیژ يادتان هست؟ پرستيژ فيلم ژانر شعبده است. در اين ژانر ماجراهايي اتفاق مي‌افتد، يكي دو تا حقه براي به نتيجه رسيدن اتفاقات داستان استفاده مي‌شود و سرِ آخر آقاي كارگردان به شما مي‌گويد كه اين حقه‌ها چه بوده‌اند و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در از فیلم‌ها | پاسخ دهید:

من همون ام که یه‌روز!

[می‌خوام شاه بشم، شاه راستکی. پادشاهی بکنم تا بشه روز 26 دی‌ماه. بعد هواپیما که اومد، بگم «من نمی‌رم!» نرم. واقعا نرم و بمونم. وایستم وسط باند فرودگاه بگم «آخی نه ایستیورسوز منیم جانیمنن؟» و بعد به تمام لهجه‌ها و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در Uncategorized | یک پاسخ

تمرين سكوت

[نسخه](http://www.imdb.com/title/tt0130414/) 1998 [مرلين](http://en.wikipedia.org/wiki/Merlin) يادتان هست؟ يادتان هست مرلين چگونه در برابر جادوي مورگان لو في پيروز شد؟ خيلي ساده، با ناديده‌گرفتنش، با ناديده گرفتن او و جادويش، با ناديده‌گرفتن جادو.  هري‌پاتر يادتان هست؟ [ديمنتورها ](http://en.wikipedia.org/wiki/Dementors#Dementors)چطور؟ يادتان هست ديمنتورها از چه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در Uncategorized | 2 پاسخ

به روز هجر زِ مژگان تر گلاب طلب

حكايت امروزِ ما حكايتِ [همان ](http://vaghef.moflog.com/archives/1390/06/post-918.html)شهريوري است كه شما رفتيد. هنوز هم چيزي عوض نشده است. هنوز زندگي وقتي شما هستيد بهتر، پُرتر، خوش‌تر و خواستني‌تر است. هنوز هم رفتن‌تان مثل همان بار اول درد دارد. پاره‌ي تن از تن … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در Uncategorized | پاسخ دهید:

از لذات

چند وقت پيش مشغول خواندن كتاب كودكي و تاريخِ آگامبن بودم. عادت داشتم به اين كه كتاب‌هايي از اين دست بد ترجمه شده باشند و نشود آن‌ها رو خواند و در نهايت مجبور شوم حدس بزنم كه احتمالا نويسنده چه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دریدا | 6 پاسخ

It is always irony when I say something and still do not say anything*

مرگ یک امر خصوصی است، می‌دانی، خیلی خصوصی، کمی شبیه خانه و چهار دیواری شخصی است، به جز شخص مرده کسی نمی تواند وارد این خانه بشود. دريدا در هديه‌ي مرگ مي‌گويد: مرگ چيزي است كه كسي نمي‌تواند به جاي … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دریدا | 2 پاسخ