بایگانی ماهیانه: دسامبر 2011

مِنَ الغريبِ الي الحبيب

چند روزي است دارم به اين فكر مي‌كنم كه اين همه وقت چي بوده كه از شما ياد گرفته باشم. چي بوده كه خيلي خاص بوده،‌ خيلي پر رنگ؟ خوب كه چرخيدم ديدم آن يك چيز “ادب” بوده. نه حالا … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در Uncategorized | یک پاسخ

آرامِ جان

لابد قبلا از قول شما نوشته بودم كه هر چه به آدم بدهند، در فراق مي‌دهند و گفته بودم ما چيزي نخواهيم و خودتان را بخواهيم بايد كي‌ را ببينيم؟ بعد همين چند روز پيش، همان‌روزي كه انگار صحراي محشر … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در Uncategorized | 3 پاسخ

ديدار شد ميسر و بوس و كنار هم

همه‌اش يك طرف، آن لبخند پر حسرت‌ات، خيره در چشمان من، سر به چپ و راست تكان دادن كه اي واي…اي واي… يك طرف. من؟ كاش برايت مي‌مردم همان ديشب.

ارسال شده در Uncategorized | پاسخ دهید: