بایگانی ماهیانه: آگوست 2011

اين نعش خودمان است كه روي دستمان مانده…

دارم جمع مي‌كنم براي رفتن، نه رفتن، كه آمدن. همين‌ روزها زنگ خانه‌تان را مي‌زنم، شما در را باز مي‌كنيد و من فقط مي‌گويم: سلام؛ آقاي من… شايد همان جا جان بدهم؛ زير همان درخت آلو كه رد كرامات و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در Uncategorized | پاسخ دهید:

شکواي سبز

دوست داري به معشوقت بگويي که: دوستش داري. و مي‌گويي: دوستت دارم. خب؟ همين يک کلام؟ نه،‌ دلت راضي نمي‌شود. دنبال گونه‌هاي ديگري از گفتن مي‌گردي. و واژه‌هاي ديگري براي بيان کردن و عبارات ديگري براي انتقال اين مفهوم ناب … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در Uncategorized | پاسخ دهید:

Hotel Chevalier

Ex-girlfriend: Whatever happens in the end, I don’t wanna lose you as my friend. Jack: I promise, I will never be your friend. No matter what. Ever. Ex-girlfriend: If we fuck I’m gonna feel like shit tomorrow. Jack: That’s okay … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در از فیلم‌ها | پاسخ دهید:

عاشقانه‌اي براي محمدم

1- سال 1374 است و من تازه اول راهنمايي رفته‌ام. در دبستان معمولي بودم. نه شر و نه مثبت. گاهي تشويق مي‌شدم و گاهي تنبيه. مشتري ثابت هيچ کدام نبودم. دو سال اول راهنمايي بر عکس بود. هميشه تنبيه. شرور … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در عمومي | پاسخ دهید:

شيون فومني

شب عروسي تو عشق را کفن کردند تو را به حجله خون سوگوار من کردند ز چشم آينه‌هايت مگر بي‌اندازند کتان کهنه مهتابي‌ات به تن کردند شکوه نغمه من رنگ و بوي نوحه گرفت خجسته قمري شعر مرا زغن کردند … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در Uncategorized | پاسخ دهید: