بایگانی ماهیانه: اکتبر 2010

يا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ؛

درد و درمان كه يكي باشد، مي‌شود حكايت ما. خود خدا هم برايمان حسرت تجويز مي‌كند.

ارسال شده در Uncategorized | یک پاسخ

يادش به خير صحن پايين پا آقا…

آن بار با آقا مجيد آمده بودم. از بدو ورود نگاهش به زمين بود، هر كجا آشغالي، ته‌سيگاري، چيزي مي‌ديد بر مي‌داشت در سطل آشغال مي‌ريخت. مي‌گفت آقا محمد حسين حواست باشد، به همين چيزهاي كوچك. بعد مي‌گفت هميشه ورودت … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در Uncategorized | پاسخ دهید: