بایگانی ماهیانه: دسامبر 2009

نترسون اخوي، نترسون

ترسون باغ و از گل نترسون سنگ و از برف نترسون ماه و از ابر نترسون کوه و از حرف نترسون بيد و از باد نترسون خاک و از برگ نترسون عشق و از رنج نترسون ما رو از مرگ … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در Uncategorized | پاسخ دهید:

سوره ابراهيم، حواستان که هست؟

وَلاَ تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غَافِلاً عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصَارُ (42) مُهْطِعِينَ مُقْنِعِي رُءُوسِهِمْ لاَ يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ طَرْفُهُمْ وَأَفْئِدَتُهُمْ هَوَاءٌ (43) وَأَنذِرِ النَّاسَ يَوْمَ يَأْتِيهِمُ الْعَذَابُ فَيَقُولُ الَّذِينَ ظَلَمُوا رَبَّنَا أَخِّرْنَا إِلَى‏ أَجَلٍ قَرِيبٍ نُّجِبْ دَعْوَتَكَ وَنَتَّبِعِ … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در Uncategorized | 2 پاسخ

آيت الله امجد

آقاي امجد مي‌گفت: “من مثل سگ که قبل از زلزله عو عو مي‌کند هستم، به خدا عذاب دارد نازل مي‌شود، اين قدر بچه‌هاي مردم را نزنيد”…

ارسال شده در Uncategorized | 8 پاسخ

انتِ لي،‌انتِ لي…

آقاي من، حالا ديگر مي‌شود به آن وقت‌ها گفت “سال‌ها پيش”. سال‌ها پيش که من بودم و شما،‌ آن محرم آخر، آن عاشوراي آخر را خوب يادتان هست؟ حلقه زده‌ بوديم دورتان و شما وسط بوديد، حسن کنارتان داشت مي‌خواند. … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در Uncategorized | یک پاسخ

عمتو آقاي فون‌تريه

لابد اين سرهرمستان يک چيزي مي‌فهميده که ديدن اين آنتي فيلان را توصيه نکرده، بي‌خود که اينقدر کلفتِ دراز نشده است.

ارسال شده در Uncategorized | پاسخ دهید:

م.ا.ن.

آقاي احمدي نژاد هواپيما را دوست دارد. دوست دارد با هواپيما هي پرواز کند. نمي‌داند چجوري کار مي‌کند و برايش عجيب است و دوست دارد هي سوارش شود. خودش هم نمي‌داند هواپيما را بيشتر دوست دارد يا دوربين را. آقاي … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در Uncategorized | پاسخ دهید: