بایگانی ماهیانه: سپتامبر 2009

خجالت بكش مرد گنده

راه‌هاي رهايي زيادند. آدم مي‌تواند بزند زير تمام آن‌چه گذشته و رفته، آدم مي‌تواند سرش را به درس و كار و زن و زندگي‌اش جمع كند كه يادش نيايد كه روزگاري چه آرامشي داشته، چه دل صافي داشته، كه چه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در Uncategorized | یک پاسخ

و كم اهلكنا؟

آقاي آقا، آقاي دادستان، آقاي قاضي‌القضات، آقاي سرباز گمنام، آقاي جعفري! مي‌دانيد؟ ابراهيم را ديدن با آن حال و آن حكايت‌ها ما را نترساند. بردن عاطفه امام ما را نترساند. بازداشت كروبي و خاتمي و ميرحسين هم نمي‌ترساند. مي‌دانيد اينجاي … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در عمومي | پاسخ دهید: