بایگانی ماهیانه: مارس 2008

Proust

باور داشتن به پزشكي اوج حماقت است مگر اينكه باور نداشتن به آن حماقت بيشتري نباشد.

ارسال شده در پروستي‌ها | یک پاسخ

Proust

چه بسا طبيعي است كه وقتي همه چيز بر وفق مراد است خرفت بمانيم.

ارسال شده در پروستي‌ها | یک پاسخ

Good Luck Chuck

– I'm Cam. I went to college with the bride. – I'm Charlie. I used to date the bride. – Me, too. Well, no. I mean, it was a one-time-only experimental thing, sophomore year. We were young. And drunk.

ارسال شده در عمومي | 39 پاسخ

Proust

نمي‌توان كتابي را خواند و در قهرمان زن آن رگه‌هايي از ز ي را كه دوست مي‌داريم نيافت.

ارسال شده در پروستي‌ها | 2 پاسخ

Proust

عشق به زني كه به او نيازمنديم اما در عين حال رنج‌مان مي‌دهد و احساسات گوناگوني را در ما متجلي مي‌كند بسيار عميق‌تر و حياتي‌تر از مرد نابغه‌اي كه توجه‌مان را را جلب كرده.

ارسال شده در پروستي‌ها | پاسخ دهید:

ديده و نديده سال نو مبارك.

حالا سال دارد كم كم نو مي‌شود و ما نو نمي‌شويم؛ چسبيده‌ايم به كهنه‌گي‌هامان و يكدم ناله مي‌كنيم كه اين چه وضع زندگي است و لابد بايد از اين خاكِ خراب شده برويم. بساطمان را روي گاري بريزيم و برويم … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در عمومي | پاسخ دهید:

Proust

خوشي براي بدن لازم است اما اندوه است كه قدرت ذهن را تقويت مي‌كند.

ارسال شده در پروستي‌ها | پاسخ دهید:

1387

تصور كن كار ما به كجا رسيده كه هر كانالي مي‌زنيم رويانيان نشون مي‌ده… پ.ن: جاي شكرش باقيه كه آخوند نيست.

ارسال شده در عمومي | پاسخ دهید:

حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت…

چرا آخر سالي آدم دلتنگ مي‌شود؟

ارسال شده در عمومي | پاسخ دهید:

بلاهت، هی بلاهتِ مقدس!

آيا جهان جز اين واژه‌ی ولگرد، چيزی اضافه بر آوازِ آدمی داشته است که اين همه دريا را به رُخِ يکی قطره‌ی محال می‌کشد؟ شگفتا از اين جانورِ عجيب، که گاهی از حرفِ "ف" به فلسفه می‌رسد، گاهی از گفت … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در قطعات ادبي | پاسخ دهید: