بایگانی ماهیانه: دسامبر 2007

كذبِ محض

خيلي ساده است آقاي احمدي‌نژاد. كافي است دور و برتان را نگاه كنيد و بفهميد اين كه منتقدينتان مي‌گويند شما هيچ گهي نخورده‌ايد كذب محض است. اتفاقاً شما در اين مدت فقط گهِ زيادي خورده‌ايد.

ارسال شده در فلسفه سياسي | پاسخ دهید:

چكمه

اسلامي كه  در قاموس حضرات با ضرب چكمه هاي زنان بلرزد آيا نياز به دخالت آمريكا دارد؟

ارسال شده در عمومي | پاسخ دهید:

من این زندگی را انتخاب نكردم بلكه این زندگی است كه مرا انتخاب كرده است

هر چه قدر هم كه فكر مي‌كنم مي‌بينم هيچ وقتِ هيچ وقت پاكستان جزو حوزه‌هاي مورد علاقه‌ي من نبوده است. جز دو سه نفر خاص؛ سلطان باباي خان پير مرد با صفايي كه پدر معنوي شيعيان آن ديار است و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در افاضات روشنفكري | پاسخ دهید:

يادت باشد آمدي سيب تازه بچينم…

سيبِ زرد دوست ندارم؛ آدم را ياد هيچ چيزِ هيچ چيز نمي‌اندازد. سيب بايد سرخ باشد و تازه.

ارسال شده در عمومي | پاسخ دهید:

عاصف

بگو بگو خورشيد خاموش خوش به سعادت خاموشان كه شما بود و ما شد به شرفِ دستِ درويشان بگو بگو تو جنس بادي بوي علف را تازه كردي بگو بگو بارون كه نم زد رسمو به هم زد باز برمي‌گردي … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در Uncategorized | یک پاسخ

مي‌پرد از سرمان هرچه بي تو…

اين روزهاي پر دودِ بي‌سيگار چند ساعت سر كشيدم تا بيهوش شدم و افتادم مثل بغلت همه چيز را از ياد ببرم.

ارسال شده در عمومي | پاسخ دهید:

غزل غزل

در اين جهان كه تو را از تنهايي من باز ستانند من آنقدر ترانه خواهم سرود تا در جهاني ديگر ارزاني‌ام شوي ليلي‌ترينِ من!

ارسال شده در قطعات ادبي | یک پاسخ

گلنار

نه روز و نه شب تنها شمارش نفس‌هاي تو عمر من است.

ارسال شده در عمومي | پاسخ دهید:

گفتي سيب…

اين روزهاي سردِ بي‌قرار را مي‌بيني؟ آتش از درونم برمي‌خيزد و از بيرون يخ مي‌زنم. مي‌بيني چه زود همه‌ چيز عوض مي‌شود؟ بي كه كسي بيايد و آن سيب را بگيرد.

ارسال شده در عمومي | پاسخ دهید:

اين كدام هوس بود كه مرا تا تو كشاند

اين روزهاي سردِ بي‌قرار را مي‌بيني؟ آتش از درونم برمي‌خيزد و از بيرون يخ مي‌زنم. مي‌بيني چه زود همه‌ چيز عوض مي‌شود؟ بي كه كسي بيايد و آن سيب را بگيرد.

ارسال شده در عمومي | پاسخ دهید: