بایگانی ماهیانه: آگوست 2007

آبدارچي

آقا ما اينجا يك آبدارچي داريم كه اگر 5 درصد مديران مملكتي تنها 3 درصد اون احساس مسئوليت و دقت داشته باشند قسم مي‌خورم 97 درصد مشكلات مملكت حل ميشه. حالا شما باور نكنيد!!

ارسال شده در عمومي | یک پاسخ

و ان شكرتم لازيدنكم

خودمان كه از اول كافر نبوديم؛ اصلاً ما هم سجاده نشين باوقاري بوديم؛ معجزه‌‌ي چشمان تو بود آقا…

ارسال شده در عمومي | یک پاسخ

تهمينه

  ديروز اين آهنگ مجيد درخشاني را كشف كردم؛ زيباست آقا! زيبا! تهمينه‌ام تهمينه‌ام، از درد و غم دو نيمه‌ام درحسرت سهراب يل، درج غمان شد سينه‌ام سهراب من؛ محراب من،خورشيد من؛ مهتاب من در اين جهان بي‌كسي، يكتاي من، … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در قطعات ادبي | یک پاسخ

قلندروار

ما كه غير از خود دشمني نداريم آقا؛ شميم آن پيراهن كو؟

ارسال شده در Uncategorized | پاسخ دهید:

محض ثبت در تاريخ

ركورد حضور در شركت: امروز 4:56 صبح.

ارسال شده در عمومي | یک پاسخ

دگران روند و آيند و تو همچنان كه هستي…

عجيب هوايي شده‌ام آقا؛ دلم گرفته ياد آن شب‌هاي تا دم صبح مي‌افتم هر وقت نگاهم به زمان مي‌افتد. مي‌داني؟ اين روزها به هر چيز نگاه مي‌كنم بهانه‌ايست تا به ياد تو بي‌افتم؛ من نشانه مي‌بينم؟ شايد خيال است… حس … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در عمومي | پاسخ دهید:

ساقي قهرمان

…عشقبازی نمی کنمعشق، بازی نمی کند عشق می کند اما بازی نمی کنداگر بکند، عشق نمی کندعشق، عشق که می کند بازی نمی کندیکه که باشم و یکی یکی که باشیم عشق می کند یکی یکی می کند……دست نرم گرم … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در Uncategorized | یک پاسخ

انسجام ملي؛ اتحاد اسلامي

ارسال شده در عمومي | یک پاسخ

گون

البته ما اصلاً كاري به اينكه اين راه از كجا آمده و به كجا خواهد رفت نداريم؛ ما همينطور كنار راه بساط كرده‌ايم دوغ و ماست محلي مي‌فروشيم؛ business plan هم داريم؛ عمري باشد از اول راه تا آخرش زنجيره‌اي … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در عمومي | 2 پاسخ

از روزگار رفته شكايت…

افسر گفت: اينجا چي كار مي‌كني؟گفتم: دارم ميرم خونه؟   –          چرا راه مي‌ري؟  –          چي‌ كار كنم؟  –          بدو!شروع به دويدن كردم بي‌ناموس داد زد بگيرينش!

ارسال شده در عمومي | پاسخ دهید: