بایگانی ماهیانه: جولای 2007

سلام

داشتم نامه امام را مي‌خواندم؛ آخرش نوشته بود والسلام عليه و علي اخوانه المسلمين. يادم آمد آن سالي را كه با "او" عقد اخوت بستيم…

ارسال شده در عمومي | یک پاسخ

بي‌خاطر شده‌ام عزيز…

حالا كه تو نيستي عزيز ببيني ما به چه حاليم؛ فردا بود آن خبر ناگهان؛ راستي مگر مرگ هم ناگهان مي‌شود؟ مگر نمي‌گفتيم مرگ به‌هنگام‌ترين واقعه‌ي عالم است؟

ارسال شده در تقي نوشت ها! | 2 پاسخ

اين جاي جديد به محض اين كه يك نيروي قوي مي‌آورند بقيه فكر مي‌كنند قرار است جانشين آن‌ها شود…

ارسال شده در Uncategorized | پاسخ دهید:

مستور

  انگار اگر حرف تلخ و سرد نزنند مي‌ميرند؛ ما كه به فلانمان هم نمي‌گيريم اما خسته مي‌شويم از شنيدن اين همه مزخرفِ يك جا…

ارسال شده در عمومي | 3 پاسخ

تير

میدانی؟ تیر براي من خود خاطره است، همان نگاهی که اگر خوب ببینی‌اش تو را می‌برد به انتخاب، به شاید اسطوره بودن، شاید خدایی کردن. بندگان خوبی بودیم…

ارسال شده در Uncategorized | پاسخ دهید:

still running

بعضي اوقات شروع كار جديد خيلي به آدم انرژي مي‌دهد…

ارسال شده در عمومي | یک پاسخ

مدل های “منحرف” غربی

نمي‌شه اين حرومزاده‌ها اعلام كنند كه اين مدل موي منحرف يعني چي؟ اصلاً مدل موي اسلامي چيه؟ مثل مردمسالاري ديني؟ اقتصاد اسلامي؟ بانكداري اسلامي؟ مستراح اسلامي؟ … معيار و ملاك اسلامي بودن مو چيه؟ كسخلي كه ماليات نداره؟ داره؟

ارسال شده در عمومي | یک پاسخ

مردم از گراني به ستوه آمده‌اند…

يارو مي‌گفت:از حسن با 8 ريال آبجو مي‌خريديم، با 75 تومن خرج هتل و هواپيماي رفت و برگشت مشهد و ميداديم؛ شماها نديديد…

ارسال شده در Uncategorized | 2 پاسخ

آدورنو

فقط در قالب ردپاها و ويرانه‌هاست كه عقل مي‌تواند مهياي اين اميد باشد كه سرانجام روزي با واقعيت درست و به حق رودررو خواهد شد. عليه ايده آليسم

ارسال شده در فلسفه سياسي | پاسخ دهید:

ان آقا

دلم مي‌خواد بدونم قاضي سعيدِ جاكش لحظه‌ي مردن در چه حاليه؛ كسي مي‌دونه؟ يكي نيست بهش بگه آخه ان آقا! وكيل رو واسه اين مي‌گيرن كه خودشون تو دادگاه حاضر نشن!

ارسال شده در عمومي | پاسخ دهید: