بایگانی ماهیانه: ژوئن 2007

مرد مرده

شب ماند و پگاه روبرو مردهمایئم و دلی در آرزو مرده بر گمشدگان شام یلداییمهتاب و چراغ کورسو مرده از کوه شکایتم چه میپرسی؟مارا همهء شکوه در گلو مرده دیگر پی رنگ و بو چرا باشیم؟در ما همه میل جست … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در عمومي | پاسخ دهید:

انصافاً

بعضي‌ها خداييش قدِّ يه طويله خرن.

ارسال شده در عمومي | 30 پاسخ

آمدند و كندند و سوختند و كشتند و بردند و رفتند…

جمعي باقي ماندند كه كذب و تزوير را وعظ و تذكير دانند و تحرمز و نميمت را صرامت و شهامت نام كنند … و زبان و خط ايغوري را فضل و هنر تمام مي‌شناسند. هر يك از ابناء السوق، در … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در عمومي | 29 پاسخ

بدون شرح

پل شيخ فضل الله از رو ستارخان رد مي‌شه!!!

ارسال شده در عمومي | یک پاسخ

یاد امام و شهدا دل می بره کربلا…

يادمان نرود براي ما كشته شدند…و از غفلت ما… خوبي‌اش اين است كه من و تو در آن خراب شده دست‌نوشته‌هاشان، صورتشان و سيرتشان را ديده-شنيده‌ايم…

ارسال شده در سوگ | 2 پاسخ

توهم آزادي

در سال 1989 که انقلاب شد من سال سوم فلسفه بودم. تنها شکل مقاومت در زمان ديکتاتوري چائوشسکو، شکل منفي مقاومت بود. مردم به معنايي که در چک يا لهستان مقاومت مي کردند در روماني مقاومت نمي کردند بلکه تنها … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در عمومي | پاسخ دهید:

گذر

چهار- پنج سال پيش بود؛ هيئت بوديم؛ ظهر تاسوعا. چند روز قبلش زلزله‌ي خفيفي تهران را لرزانده بود. فكر كنم 81 بايد بوده باشد. مداح مي‌گفت: فلاني خواب ديده ندايي بهش گفته قرار بوده تهران 12 ريشتر زلزله بياد. به … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در عمومي | 2 پاسخ

جهاني شدن هنر در امريکا

دو سه ساله دارم فكر مي‌كنم شرق اين اخبار رو براي كي يا چي منتشر مي‌كنه؟

ارسال شده در عمومي | 2 پاسخ

0666

ولي متاسفانه وقتي آقايان رفته بودند تهران با آنها برخورد شده بود كه بله اينها رفته اند در قم كه فلاني(منتظري) را زنده كنند، مثل اينكه من مرده ام و اينها بايد بيايند مرا زنده كنند! غافل از اينكه به … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در عمومي | 2 پاسخ

حسوديم شد.

مي‌گفت: آدم‌ها سفيدند و خاكستري، ولي سياه، نه!

ارسال شده در عمومي | دیدگاه‌ها برای حسوديم شد. بسته هستند