بایگانی ماهیانه: آوریل 2007

برابري

حالا براي حفظ برابري حقوق مرد و زن گير داده‌اند به كراوات ما؛

ارسال شده در Uncategorized | پاسخ دهید:

une lettre à l’ami perdu

مي‌داني؟ ما از زن مي‌ترسيم؛ از هر چيز زنانه؛ از اينكه اينقدر در برابر زنانگي آسيب‌پذيريم مي‌ترسيم؛ مردان ما هنوز نمي‌توانند زن را در جايگاه خوود بپذيرند؛ به عنوان موجودي صاحب فرديت؛ مشكل اين جماعت وحشي حجاب مردم نيست؛ اين‌ها … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در عمومي | 3 پاسخ

اروتيك مقعدي

ديشب ساعت 2 شروع كردم روزنامه خواندن؛ از صفحه‌ي اول تا صفحه‌ي آخر يكي يكي تپه‌هاي ريده ا.ن موضوع بحث بود. از كاهش نرخ بهره تااصل 44 تا روستاي خسرو شيرين؛ تا برخورد با مطبوعات؛ حالت تهوع بدي داشتم؛ اعصابم … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در عمومي | دیدگاه‌ها برای اروتيك مقعدي بسته هستند

كلمه

در لمس كلمه مي‌آيم و به يوحنا مي‌رسم در آغاز كتاب كه مي‌گفت:"در آغاز كلمه بود؛ و خدا كلمه بود" از گذر عطر كلام بر تن گنگ مي‌شوم؛ مي‌پيچم در معنا؛ در تاويل؛ در اينكه ما تاويل‌گرانيم؛ خداي را" و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در عمومي | پاسخ دهید:

زال

مي‌گفت: هنوز يك پر از آن سه پري كه سيمرغ به زال داده بود باقي مانده؛ حالا كجاست نمي‌دانم ولي اگر قرار باشد بار ديگر رستمي به دنيا بي‌آيد و يا اسفندياري از دنيا برود حتماً به كارمان خواهد آمد…

ارسال شده در Uncategorized | یک پاسخ

ونگ

لااقل stage حال غر زدن داره…

ارسال شده در عمومي | 2 پاسخ

مقالات

اگر كافري بر دست من آب ريخت، مغفور و مشكور شد. زهي من! 

ارسال شده در عمومي | پاسخ دهید:

خرداديان!!!

ديروز مقادير معتنابهي رقص ايراني ديديم؛ حال داد.

ارسال شده در عمومي | 4 پاسخ

حضرت آقا

گفتيم خنده خنده برويم ببينيم به كجاي اين شب تيره مي‌شود قباي ژنده‌مان را بياويزيم؛ جا نبود يالقوز برگشتيم منتظريم از تبعيد بيايند و بي‌قراري‌مان مرتفع شود.

ارسال شده در عمومي | پاسخ دهید:

به رويا

مرگ كه خودش را     مي‌كشد  تا بياميزد در  تو در    حرفِ           تو

ارسال شده در قطعات ادبي | 2 پاسخ