بایگانی ماهیانه: نوامبر 2006

از آن ايامÙ? مزخرÙ?…3 تا قرص خوردم و حالا بي‌خيالÙ? همه‌ي دنيا نشستم دارم وبلاگ آپديت مي‌كنم…

ارسال شده در Uncategorized | پاسخ دهید:

شب اول قبر

هزار كوچه مي‌كشم تنگ و تاريك از تنگيÙ? قبرÙ? خودم تا تنگيÙ? قبر تو؛ آن وقت سرÙ?شان را گرم مي‌كنم و شب‌ها تا صبح توي قبرÙ? تو در آغوشت مي‌خوابم و به سوال‌هاي نكير و منكر لب‌هايت جواب مي‌دهم…

ارسال شده در عمومي | یک پاسخ

عربي

ردّÙ? پايم صداي غزلي را مي‌دهد به عربي Ù?صيح؛ لابد همه كه يادشان برود او يادش نمي‌رود چقدر عربي شيرين بود… مخصوصاً خنده‌هاي نمكين‌اش.

ارسال شده در عمومي | پاسخ دهید:

proposition

مي‌بيني؟ ديگر جمله جمله Ù?كر مي‌كنم؛ بي‌مقدمه، بي‌موخره، بي‌تاب…نابهنگام…

ارسال شده در زندگي | یک پاسخ

اسطوره‌ي خلقت آدم 20

مي‌خواهم سيب بشوم تو گازم بزني …

ارسال شده در اسطوره‌ي خلقت آدم | 8 پاسخ

اسطوره‌ي خلقت آدم 19

صبر مي‌كنم هزار هزار چرخ بخوري و آخر بي‌اÙ?تي در دامن خودم…

ارسال شده در اسطوره‌ي خلقت آدم | پاسخ دهید:

ساده بودم…

تو كه نبودي باران مي‌آمد؛ سقÙ?Ù? خانه‌ي چشمم چكه مي‌كند هنوز از آن شبÙ? طوÙ?اني كه رÙ?تي…

ارسال شده در عمومي | پاسخ دهید:

اسطوره‌ي خلقت آدم 18

انگاري يكي همه‌ي سيب‌هايم را خورده باشد…

ارسال شده در اسطوره‌ي خلقت آدم | یک پاسخ

عطش

هر چه عطش بود ريختيم روي آتش و يك جا سر كشيديم با عصاره‌ي غم‌هامان از بس تو نبودي…

ارسال شده در عمومي | یک پاسخ

compassion

اين تقصيرÙ? آدماست كه جاي دلسوزي داره، نه بي‌تقصيريشون.

ارسال شده در عمومي | 2 پاسخ