بایگانی ماهیانه: آگوست 2006

ديدي از آن جمع دو سه هزار نÙ?ري، بيست نÙ?ر مانده‌اند؟ يادت مي‌آيد كي بود؟(79 يا 80؟) خواب ديده بودم كه كسي نمانده، جز چند نÙ?ر خواب كه جاي ديگري براي رÙ?تن نداشتند، تو را ديدم، Ú¯Ù?تم: آقاجان! اگر اين‌ها … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در عمومي | یک پاسخ

شايد بتوانم تنها گزاره‌ي اعتقادي‌ام را اين‌ گونه صورتبندي كنم كه مي‌دانم چيزي هست.

ارسال شده در عمومي | یک پاسخ

دستان

نه كه باز مهتاب ديوانه‌ام كرده باشد، نه كه شب، Ù?قط اين دل‌تنگيÙ? لامصّب خلاصم نمي‌كند.

ارسال شده در عمومي | پاسخ دهید:

صداي كمانچه‌ي اين رو واسه اين يك هو زياد كردم كه نÙ?همي بغض كردم و صدام رنگÙ? گريه گرÙ?ته.

ارسال شده در عمومي | یک پاسخ

عزيز دلم؛ Ù?ردا مي‌شود دو سال كه ديگر نيستي؛ كه مرده‌اي؛ كه علي زنگ زد و Ú¯Ù?ت تقي مرد؛ كه صداي ضجه‌ي مجتبي مي‌آمد؛ كه بچه‌ها تا آخر شب دم خانه‌تان بودند؛ الآن مي‌Ù?همم آن شب چه به سرمان آمد؛ … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در Uncategorized | پاسخ دهید:

حكمت

خداوند داد، خداوند ستاند.

ارسال شده در عمومي | پاسخ دهید:

Homosexuality

Mental disorder

ارسال شده در عمومي | پاسخ دهید:

Reminder

–          جمعه تولد داداشمه، براش چي‌بگيرم؟ –          چند سالشه؟ –          هم سنÙ? شماس. –          زن بگير براش –          😀 به من چه؟ خودش بگيره! اجمالاً تولد من هم نزديكه! درست سه‌شنبه‌ي هÙ?ته‌ي بعد. Ù?قط من زن دارم، يكي برامون خونه بخره!( … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در عمومي | 2 پاسخ

Sadism

مي‌داني چرا بعد از ظهرهاي تابستان را اين‌همه دوست دارم؟ چون وقتي مطمئنم تو خوابي زنگ مي‌زنم و بيدارت مي‌كنم.

ارسال شده در Uncategorized | پاسخ دهید:

Have a cigar

انگار مي‌كني زمين دارد مي‌تركد از بس جنازه خورده و مي‌ترسي سير شود  و تو هنوز نمرده باشي.

ارسال شده در عمومي | پاسخ دهید: