بایگانی دسته: قطعات ادبي

عربي مي‌گويد، من آغاز اين داستان را مي‌نويسم و تو انجامش را

ارسال شده در زندگي, قطعات ادبي | پاسخ دهید:

شب يك، شب دو- 5

هر كسي حق داره خسته نباشه.

ارسال شده در قطعات ادبي | یک پاسخ

شب يك، شب دو- 4

من از جايي كه برم ديگه به اون‌جا بر نمي‌گردم.

ارسال شده در قطعات ادبي | پاسخ دهید:

شب يك، شب دو- 2

بيا گذشته‌ها را اگر دوست داريم در آينده‌ها تكرار كنيم. در آينده‌ها زندگي كنيم.

ارسال شده در قطعات ادبي | پاسخ دهید:

شب يك، شب دو

و مي‌بينم كه ما بسيار مي‌گوييم، بي آن‌ كه چيزي به هم گفته باشيم.

ارسال شده در زندگي, قطعات ادبي | پاسخ دهید:

تو مي‌روي، تو قطاري…

ارسال شده در قطعات ادبي | پاسخ دهید:

باز هم شيون

  از ني بي‌نوا مي‌نويسم از شب و گريه‌ها مي‌نويسم از من و تو به ما مي‌نويسم بي‌تو بيهوده را مي‌نويسم در شگفتم چرا مي‌نويسم صبر سنگم صبوري سزا نيست مرگ سنگينم از من جدا نيست جز شكستن مرا ماجرا نيست … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در قطعات ادبي | 2 پاسخ

آبادي…

برگرد، با تنهائي ات         كجا مي گريزي؟ _برگرد.       گيسوانت را         دربادهايم رها كن در من فرشتگاني ست                 با چشماني ابريشمين پروانه هايم را ,كودكي باش با خال هاي سرخي                            بر سيب … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در قطعات ادبي | یک پاسخ

پانته‌آ صفايي

باد هوهو مي‌كند موسيقي پاييز را يا نكيسا مي‌نوازد مردن شبديز را تلخ يا شيرين، خبرهايي كه پشت پرده است سخت مي‌لرزاند امشب، شانه پرويز را سخت مي‌لرزد دلت، اما نه انطوري كه من در خودم بيدار كردم هول رستاخيز … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در قطعات ادبي | پاسخ دهید:

بار ديگر، شهري كه دوست مي‌داشتم

اما تو گريستي. گريه مي‌كني. شب مي‌شود و تو باز گريه مي‌كني. گريه هرگز دردي را درمان نبوده است. مگر مرا دوست نداري؟ – چرا؛ ولي بازگشت محبت را خراب نمي‌كند. آن‌ها مي‌فهمند كه جدايي امكان‌پذير نيست. افسوس هليا كه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در قطعات ادبي | پاسخ دهید: