بایگانی دسته: نوشتن

فیلسوف تمام وقت، رمان نویس پاره‌ وقت

مروری بر زندگی و آثار اومبرتو اکو سه شنبه بیست و سوم فوریه، صدها سوگوار، برای ادای احترام به نویسنده‌ی ایتالیایی، اومبرتو اکو، که جمعه از دنیا رفت در کاخ اسفورزای میلان تجمع کردند. طرفدارانش بیرون خانه‌اش جمع شدند و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطرات سوگواری, نوشتن | پاسخ دهید:

کلمه

ولادیمیر نابوکاف ترجمه‌ی محمد حسین واقف نخستین بار متن روسی «کلمه» در بهار ۲۰۰۵ به چشمم خورد، داستانی چنان تکان‌دهنده و احساساتی، که پیش از ترجمه کردنش، باید دودلی‌هایی را درباره‌ی اصالتش مرتفع می‌کردم. دومین داستانی بود که پدرم منتشر … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ترجمه‌ها, نوشتن | پاسخ دهید:

سه ترجمه از یک شعر

سرزمین هرز الیوت تقریباً بی‌نیاز از معرفی است. سه ترجمه از چند خط نخستش را می‌گذارم این‌جا. بیشتر برای دیدن این‌که رویکردها به ترجمه چه‌قدر می‌تواند متفاوت باشد. اول اصل شعر است و بعد ترجمه‌ی بهمن شعله‌ور و بعد جواد … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ترجمه‌ها, قطعات ادبي, نوشتن | پاسخ دهید:

سرگردانی‌های اویسین

[سنت پاتریک] تو که کوژی، کَلی، کوری با دلی سنگین و سری سرگردان شاعران می‌خوانند، دیده‌ای سه سده از بازی با چیزی ابلیسی [اویسین] بیمارِ سالیان، محزون از به یاد آوردنِ بی‌شمار نیزه‌ی فرز، سواران و موهای رهاشان و کاسه‌های … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ترجمه‌ها, نوشتن | پاسخ دهید:

در باب ترجمه

هلدرلین من از نظری نقطه‌ی مقابل حلاج منست. ذکر این‌که از چه نظر، اشاره‌ای می‌طلبد به تصوری همه‌گیر، در نتیجه عوامانه، فاتر و مرتجع، درباره‌ی ترجمه ـ زاده از ناتوانی متصور: «ترجمه یا دقیق یا زیباست؛ اگر زیباست دقیق نیست … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در نوشتن | پاسخ دهید:

چون خودکشی

فکر می‌کنم باید کتاب‌هایی بخوانیم که زخم‌مان بزنند، مجروحمان کنند. اگر کتاب‌هایی که می‌خوانیم ما را با ضربه‌ای به سرمان بیدار نکنند، برای چه می‌خوانیم؟ که آن‌طور که تو نوشتی، خوشحالمان کنند؟ خدای من، ما خوشحال بودیم اگر دقیقاً هیچ … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ترجمه‌ها, نوشتن | یک پاسخ

تولدتان مبارک آقای تالکین

فانتزی واقع‌گریز است و این باعث افتخارش است. اگر سربازی در اسارت دشمن باشد، آیا فرار را وظیفه‌اش نمی‌دانیم؟… اگر ارزشی برای آزادی ذهن و روح قايلیم، اگر پارتیزان‌های رهایی‌ هستیم، پس وظیفه‌ی محتوممان فرار کردن است، و این که تا … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در نوشتن | پاسخ دهید:

رولانِ من

مقدمه‌ی مترجم در ۲۵ فوریه ۱۹۸۰، رولان بارت در حالی که از مهمانی ناهار فرانسوا میتران، که هنوز رییس جمهور فرانسه نشده بود، به خانه بر می‌گشت، بیرون کُلژ دو فرانس، که مدتی در آن تدریس می‌کرد، با یک وَن … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بارت, ترجمه‌ها, خاطرات سوگواری, نوشتن | پاسخ دهید:

ونسا؟

خوشم می‌آید ازش. دلچسب می‌کند زندگی را. فکر می‌کنم خودش، خود خودش، دلچسب است. از صمیم قلب حرف می‌زند. قدر رک‌گویی‌اش را می‌دانم و این واقعیت را که جریان طبیعی مکالمه را به‌زور پیش نمی‌راند دوست دارم. کلماتش هویت دارند. … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ترجمه‌ها, زندگي, نوشتن | پاسخ دهید:

به نوشتن رسیدن

نوشتن: راهی برای باقی نگذاشتن فضایی برای مرگ، به عقب راندن فراموشی، که فرد هرگز نگذارد که با مغاک غافل‌گیر شود. که هرگز نگذارد مستعفی شود، تسلی‌یابد؛ که هرگز در تخت رو به دیوار غلت نخورد و دوباره بخواب رود انگار … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در نوشتن | پاسخ دهید: