بایگانی دسته: از فیلم‌ها

خورشید هم برآید*

باومباک در آخرین ساخته‌اش تا وقتی جوانیم بیش از هر چیز دیگری با مفهوم سن و سال سر و کار دارد، مثل گرینبرگ، مثل فرانسس ها؛ که اولی درباره‌ی بحران میانسالی بود و دومی درباره‌ی جوانی. تا وقتی جوانیم سر … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در از فیلم‌ها | پاسخ دهید:

مرا فراموش کن، مرا به یاد آر*

اگر آن‌جا که زندگی می‌کنیم آن‌جا که هستیم نباشد چه؟ اگر ساعتمان، ساعت جای دیگری باشد؟ پنیرمان، قاب‌های نقاشی‌مان، خواب‌هامان همه از فضایی دیگر، از زمانی دیگر چه؟ چه می‌شود اگر آن‌ چیزها، آن کسان که می‌خواهیم جای دیگری باشند، … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در از فیلم‌ها | پاسخ دهید:

در جست‌وجوی زمان بازیافته

پسربچگی سهل و ممتنع است. سرراستِ سرراست. میسون ۶ ساله قرار است ۱۸ ساله شود. جلوی لنز دوربین، جلوی چشمان ما. انگار به تماشای جادو نشسته باشیم. پسربچگی زیبایی‌های خیره‌کننده‌ی بسیاری دارد و یکی از این کیفیت‌ها که ما را … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در از فیلم‌ها | پاسخ دهید:

گذشته را به رنج توان یافت

فرهاد: خب من صبر می‌کنم… صبر می‌کنم دیگه… نکنم چه کنم! فیلم «در دنیای تو ساعت چند است؟» صفی یزدانیان از امشب در سینماهای تهران و شهرستان‌ها اکران می‌شود. فیلم قطعاً یکی از بهترین عاشقانه‌های سینماست. دیدنش را از دست … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در از فیلم‌ها | پاسخ دهید:

خاطرات آینه

آن‌چه در پی می‌آید تکه‌ای از فصل «خاطرات آینه»ی کتاب سینمای تارکوفسکی: هزارتوهای فضا و زمان است. این فصل را چندی پیش به بهانه‌ی چهلمین سالگرد ساخت آینه ـ اسفندی که می‌آید ـ ترجمه کردم. امروز که سالگرد فوت تارکوفسکی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در از فیلم‌ها, ترجمه‌ها | پاسخ دهید:

الهام

  به هر حال، آن‌ها دور میز بار ایستاده‌اند، خوش می‌گپند و می‌نوشند، گرچه این نویسنده است که بیشتر گپ زدن و همه‌ی نوشیدن را انجام می‌دهد و به رسم میخوارگان، حرف‌هایش را تکرار می‌کند. او دوباره سراغ مثلث برمودا … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در از فیلم‌ها, ترجمه‌ها | پاسخ دهید:

مردی که آن‌جا نبود

ممنتو با زمان سر و کار دارد. در واقع با بی‌زمانی و به دنبال آن جاودانگی. لنی بی‌زمان است، نه که عمرش نگذرد که می‌گذرد، به این معنا که از دست دادن توان ثبت خاطرات جدید او را از زمان … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در از فیلم‌ها | یک پاسخ

رنج سینمایی خالص

از آن‌جا که داریم درباره‌ی حقیقت و حس آن‌ صحبت می‌کنیم، حس می‌کنم که شرافت حکم می‌کند که اقرار کنم ماجرا نزدیک‌ترین چیز به رنج سینمایی خالص در عمرم بود. تابستانی آن را دیدم، در سینمایی کوچک در ناحیه‌ی پنج … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در از فیلم‌ها | یک پاسخ

آندری تارکوفسکی

چرا این‌قدر احساس تنهایی می‌کنم؟ در اصل چون همیشه تنها بوده‌ام. همیشه تنها بوده‌ام. و تنها خواهم بود. دیگر وقتش است که نسبت به آن آگاه شوم و هرگز فراموشش نکنم.

ارسال شده در از فیلم‌ها | پاسخ دهید:

انما الحياة الدنیا لعب و لهو

چه چیزی کار شرلوک، موریارتی، هاوس،  والتر وایت و جوکر را از دیگران جدا می‌کند؟ هوش زیاد و توان‌مندی‌های خاصشان به کنار. توی بسیاری تیمارستان‌ها می‌شود کسانی باهوش‌تر و توان‌مندتر پیدا کرد. این‌ها یک فرق کلیدی با باقی دارند؛ این‌ها کاری … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در از فیلم‌ها | یک پاسخ