بایگانی دسته: شهرهای نامریی

help them endure, give them space

جهنم زندگان چيزي مربوط به آينده نيست؛ اگر جهنمي در كار باشد، همان است كه از هم‌اكنون اين جاست، جهنمي كه همه‌روزه در آن ساكنيم و با كنار هم بودنمان آن را شكل مي‌دهيم. براي آسودن از رنج دو طريق … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در شهرهای نامریی, کالوینو | پاسخ دهید:

Adelma

فكر كردم:«در زندگي زماني فرا مي‌رسد كه بين آدم‌هايي كه شناخته‌اي، شمار مردگان بيش از زندگان است و ذهن از پذيرفتن قيافه‌ها و حالت هاي نو در چهره‌ها سرباز مي‌زند و بر تمام چهره‌هاي جديدي كه اتفاقا مي‌بيند، همان خطوط … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در شهرهای نامریی, کالوینو | پاسخ دهید:

ونيز

پس از غروب آفتاب،‌ ماركوپولو ما حصل ماموريت‌هايش را بر مهتابي‌هاي كاخ شاهي در مقابل سلطان به نمايش مي‌گذاشت. معمولا خان بزرگ شب‌هاي خود را با مزه‌مزه‌ كردن اين روايت‌ها با چشمان نيم‌بسته به پايان مي‌برد و اولين خميازه‌اش، براي … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در شهرهای نامریی, کالوینو | پاسخ دهید:

ائوفميا

به محض آن كه كسي كلمه‌اي مثل «گرگ»، «خواهر»، «گنج پنهان»، «جنگ»، «بيماري گري»، «عشاق» را به زبان مي‌آورد، ديگران هر يك داستان خود را در مورد گرگ‌ها، خواهرها، گنج‌ها، بيماري گري، عشاق و جنگ‌ها تعريف مي‌كنند. و هنگام ترك … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در شهرهای نامریی, کالوینو | پاسخ دهید: