بایگانی دسته: بارت

رولانِ من

مقدمه‌ی مترجم در ۲۵ فوریه ۱۹۸۰، رولان بارت در حالی که از مهمانی ناهار فرانسوا میتران، که هنوز رییس جمهور فرانسه نشده بود، به خانه بر می‌گشت، بیرون کُلژ دو فرانس، که مدتی در آن تدریس می‌کرد، با یک وَن … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بارت, ترجمه‌ها, خاطرات سوگواری, نوشتن | پاسخ دهید:

خاطرات سوگواری

ناشر: حرفه هنرمند. از این کتاب در شاهد قدسی درباره‌ی این کتاب    

ارسال شده در بارت, ترجمه‌ها, خاطرات سوگواری | یک پاسخ

۱۲ نوامبر ۱۹۷۷

امروز ـ روز تولدم ـ احساس بیماری می‌کنم و دیگر نمی‌توانم، دیگر نیازی نیست این را به او بگویم. رولان بارت، خاطرات سوگواری

ارسال شده در بارت, خاطرات سوگواری | پاسخ دهید:

حالا حکایت ماست

روزی که بارت مرد در ماشین تحریرش متنی نیمه‌تمام مانده بود که جایی از آن نوشته بود:«انسان از سخن گفتن درباره‌ی آن چه به آن عشق می‌ورزد عاجز است.»

ارسال شده در بارت | 2 پاسخ

29 جولاي 1978

(فيلمي از هيچكاك ديدم، در بُرجِ جَدْیْ) اينگريد برگمن (حوالي 1946): من نه مي‌دانم چرا و نه چگونه اين را بيان كنم: بدن اين بازيگر، مرا تكان مي‌دهد، چيزي را در من لمس مي‌كند كه مرا به ياد مامان مي‌اندازد: … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در از فیلم‌ها, بارت, خاطرات سوگواری | یک پاسخ

اتاقِ پسر

اتاقِ پسر فيلمي روانكاوانه است و هيچ سعي‌اي در پنهان كردن آن ندارد. نه تنها شخصيت اصلي فيلم روانكاو است، فيلم هم مدام هم به موضوع روانكاوي به صورت كلي و هم به موضوع سوگواري به عنوان يكي از موضوعات … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در از فیلم‌ها, بارت, سوگ | 2 پاسخ

28 نوامبر 1977

از چه كسي مي‌توانم اين سوال را بپرسم (با اين اميد كه پاسخي بيابم)؟ آيا بدونِ كسي كه دوستش داشته‌اي، قادر به زندگي بودن، به معناي اين است كه او را كم‌تر از آن چه فكر مي‌كردي دوست داشتي؟ رولان … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بارت, خاطرات سوگواری | 4 پاسخ