بایگانی دسته: عمومي

راه خروج

محمدرضا نیکفر آن زمانی که هنوز فیلسوف معقولی بود و خود را درگیر الاهیات سطحی و مبتذل رادیو زمانه نکرده بود در شماره‌ی ۲۷ مجله‌ی آفتاب مقاله‌ای نوشته بود با عنوان طرح یک نظریه‌ی بومی درباره‌ی سکولاریزاسیون. مدعای اصلی آن … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در عمومي | پاسخ دهید:

سوگند به قلم و آن‌چه می‌نویسد

در آغاز کلمه بود و کلمه با خدا بود و کلمه خدا بود … همه چیز به واسطه‌ی او پدید آمد و از هر آن‌چه پدید آمد، هیچ‌چیز بدون او پدیدار نشد. انجیل یوحنا نامه‌های من به تو برتر از … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در عمومي | پاسخ دهید:

تدبير و اميد

يك يك چرندي هم باب شده كه قاليباف آدم اجرايي‌ قوي‌اي است پس به او راي بدهيم. بايد حواستان را به اين نكته جمع كنم كه رياست جمهوري آن‌قدر هم پست اجرايي نيست. يك پست سياسي است. و الا قانون … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در عمومي | یک پاسخ

جامعه‌شناسي تجدد

از ديدگاه اغلبِ صاحب‌نظران، مفهوم تجدد به تجربه‌اي تاريخي و يا دوراني از تاريخ اشاره‌ دارد كه يكسره از گذشته گسسته و معطوف به آينده‌اي پيش‌بيني‌ناپذير است. در اين دوران با ظهور عقلِ سوژه محورِ خودسامان و خودبنياد، سوژه‌آگاهي و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در عمومي, فلسفه سياسي | پاسخ دهید:

Anna Karenina

هر نامه‌ي عاشقانه يا دوستانه‌اي در ذاتِ خود دست كم اندكي از احساسات‌گرايي و به اصطلاح سانتيمانتاليسم را حمل مي‌كند. شايد چون نامه در ذات خود حاصل دوري است؛ حاصل فقدان و فاصله. نغمه ثميني، نامه‌هاي پراكنده به/از آنا كارنيا، … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در عمومي | پاسخ دهید:

كه هر چه ديده بينه دل كنه ياد

یک‌جایی هست در «هوگو»، وقتی آقای شعبده‌باز برای اولین بار برادران لومیر را می‌بیند، دوربین‌شان را می‌بیند، وقتی به به شعف می‌آید از اختراع‌شان، ایستاده کنار دوربین، با شوق خیره شده به آن، نریشن می‌گوید، می‌گوید «دوست داشتم جزیی از … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در زندگي, عمومي | 7 پاسخ

به تركستان هم نرسيدن؟

گاهي آدم دوست دارد يك كوچه بن بست را هزار بار برود،‌ شايد يكبار تهش باز شد.

ارسال شده در عمومي | یک پاسخ

The Life and Times of MHV

خيلي وقت بود كار نمي‌كردم، يعني كارِ جدي نمي‌كردم. پايان‌نامه توي بك‌گراند ذهنم بود و نه دلم مي‌آمد سراغ پايان‌نامه نوشتن بروم، نه اعصاب كار ديگري برايم مي‌گذاشت. يك طور اره‌مانندي با من در معاشرت بود براي خودش. آخرش هم … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در عمومي | 2 پاسخ

عاشقانه‌اي براي محمدم

1- سال 1374 است و من تازه اول راهنمايي رفته‌ام. در دبستان معمولي بودم. نه شر و نه مثبت. گاهي تشويق مي‌شدم و گاهي تنبيه. مشتري ثابت هيچ کدام نبودم. دو سال اول راهنمايي بر عکس بود. هميشه تنبيه. شرور … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در عمومي | پاسخ دهید:

از قطره به نقل از ثواب الاعمال

قال رسول الله: سياتي علي امتي لا يبقي من القرآن الّا رسمه، و لا من الاسلام الّا اسمه، يسمّون به و هم ابعد الناس منه، مساجدهم عامرة و هي خراب من الهدي، فقهاء ذلک الزمان شر فقهاء من تحت ظلّ … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در عمومي | یک پاسخ