بایگانی دسته: زندگي

شهر

گفتی: «بروم از این ولایت، بروم به بندری دیگر. شهر که قحط نیست؛ این نشد، یکی بهتر. هر تیشه زدم به ریشه‌ام خورد، دلم پوسید. تا کی بنشینم این‌جا، دست روی دست، که گَرد بر خاطر بنشیند؟ هر طرف چشم … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در زندگي | پاسخ دهید:

مرثیه

با این دانش که حیات ما تضمین شده نیست چه کنیم؟ شاید روزی تو شاخه‌ی جوان چیزی زیبا را لمس کنی. و آن چیز با وجود زادروزهایت و گواهی فوتت، بروید و ببالد، و روزی بر چیزهایی زیبا سایه بیفکند … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ترجمه‌ها, زندگي | پاسخ دهید:

ونسا؟

خوشم می‌آید ازش. دلچسب می‌کند زندگی را. فکر می‌کنم خودش، خود خودش، دلچسب است. از صمیم قلب حرف می‌زند. قدر رک‌گویی‌اش را می‌دانم و این واقعیت را که جریان طبیعی مکالمه را به‌زور پیش نمی‌راند دوست دارم. کلماتش هویت دارند. … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ترجمه‌ها, زندگي, نوشتن | پاسخ دهید:

خوشبختی

شاید خوشبختی این باشد که حس نکنی باید جای دیگری باشی، کار دیگری کنی، کس دیگری باشی. – عالیجناب آسیموف

ارسال شده در زندگي | 2 پاسخ

Aufenthalte

چگونه باید این وادی انتظار را بیابیم؟ آیا تنها از این رهگذر که به عوض جعل بطالت بجوییمش؟ کیست که راه را نشانمان دهد؟ چه ارزانی‌مان کند این اشارت به وادی پی‌ جُسته؟ این وادی پسِ پشت ماست، نه در … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در زندگي | پاسخ دهید:

در جست‌و‌جوی فضاهای گمشده

پس بحث بر سر این است که از گذشته به مفهوم هگلی کلمه فراگذریم. یعنی با حفظ میراث آن در زمان حال و تضمین پاسداری از آن، پشت سرش بگذاریم. در این میان وظیفه‌ی مورخ تأویل خواب‌هاست و از خواب … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در زندگي | پاسخ دهید:

اهل کتاب

آيا مي‌شود آدم‌ها را از روي كتاب‌هايي كه مي‌خوانند شناخت؟ مثلا فلاني فلان كتاب را خوانده پس فلان طور آدمي است؟ لابد نمي‌شود. آدم‌هاي زيادي يك كتاب را مي‌خوانند و كاملا متفاوت زندگي مي‌كنند. نمونه‌ي دمِ دستش؟ همين‌هايي كه كتاب … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در زندگي | پاسخ دهید:

عمارت، سکونت، فکرت

فانیان از این رو سکنی می‌گزینند که گویی در انتظار قدسیان چونان قدسیانند، آنان امیدوارانه آن‌چه را که از آن گریزانند به قدسیان نشان می‌دهند. آنان در انتظار صمیمیت آمدنشان هستند و در نشانه‌های غیبتشان خطایی وجود ندارد. آن‌ها برای … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در زندگي | پاسخ دهید:

ع.ص

“پاهای بسته با پرواز نمی‌سازد، که بال ها را هم می‌شکند! بی‌شک مطالعات وسیع ما، غذای خوبی است، اما ما به مسائل دیگری نیاز داشته‌ایم که از آن‌ها سطحی گذشته‌ایم و در نتیجه با این که خیلی پر زده‌ایم، اوجی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در زندگي | پاسخ دهید:

Do you want to see me become her?

“هرگز آن روزِ خوبي را که من و مريلين در نيويورک قدم مي‌زديم، فراموش نخواهم كرد. او نيويورك را به اين خاطر دوست داشت كه بر خلاف هالیوود آن جا كسي مزاحمش نمي‌شد، مي‌توانست لباس‌هاي معمولي‌اش را بپوشد و هيچ كس … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در از فیلم‌ها, زندگي | پاسخ دهید: