بایگانی دسته: ترجمه‌ها

پاسخی به یک نامه

توماس ترانسترومر ترجمه‌ی محمدحسین واقف در کشوی پایینی نامه‌ای پیدا کردم که اولین بار بیست و شش سال پیش رسیده بود. نامه‌ای که با هراسی نوشته شده بود که وقتی برای دومین بار رسید هنوز نفس می‌کشید. یک خانه پنج … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ترجمه‌ها, قطعات ادبي | پاسخ دهید:

من از آن نقطه‌ها می‌ترسم

میرکا شخوویاک ترجمه‌ی محمدحسین واقف امروز زودتر آمدم، بیا آنقدری که می‌توانیم با هم بگذارنیم، بیا از معاشرت هم لذت ببریم، بیا انبارش کنیم. طبق معمول، سوالات تکراری را نمی‌توانیم جواب دهیم، اما باز هم آن‌ها را از ما می‌پرسند. … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ترجمه‌ها, سوگ, قطعات ادبي | پاسخ دهید:

هرمیت در پاریس

ایتالو کالوینو یکی از سه نویسنده‌ی محبوب من است. بارها و بارها شهرهای نامریی را خوانده‌ام و از داستان‌های کوتاهش لذت برده‌ام و از خواندن نوشته‌های غیرداستانی‌اش لذت برده‌ام. وقتی ترجمه‌ی خاطرات سوگواری را تمام کردم و دنبال کتاب بعدی‌ام … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ترجمه‌ها, کالوینو, هرمیت در پاریس | پاسخ دهید:

داستان عشقیِ کوتاه

اودون ون هورواث ترجمه‌ی محمد حسین واقف اودون ون هورواث (۱۹۰۱-۱۹۳۸) رمان‌نویس و نمایش‌نامه‌نویس پرکار اتریشی-مجار بود که به آلمانی می‌نوشت. در سال‌های افول امپراطوری اتریش-مجارستان، جایی که حالا کرواسی است به دنیا آمد. در نمایشنامه‌های هجوش (مانند افسانه‌هایی از … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ترجمه‌ها | پاسخ دهید:

آن جاست که من می‌روم

کلاریس لیسپکتور ترجمه‌ی محمد حسین واقف فراسوی گوش صدایی است، در انتهای دید منظره‌ای، در سرانگشتان شیئی؛ آن جاست که من می‌روم. در نوک قلم، خط است. آن‌جا که فکری به ته می‌رسد اندیشه‌ای است، در آخرین دم خوشی یک … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ترجمه‌ها, سوگ, قطعات ادبي | پاسخ دهید:

نگران نباش

نگران نباش آن‌جا باز هم رنج بسیار خواهد بود حالا تو حق داری به آستینِ رفاقت بی‌پرده‌ی کسی چنگ زنی خوشبخت بودن وظیفه‌ایست که تو در انجامش اهمال کردی یک کاربر بی‌دقت زمان روزها را چون غازها به مرغزار فرستادی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ترجمه‌ها, قطعات ادبي | برچسب‌شده , , | پاسخ دهید:

میمون‌ها

کلاریس لیسپکتور محمد حسین واقف کلاریس لیسپکتور در سال ۱۹۲۰ در خانواده‌ای یهودی در غرب اوکراین به  دنیا آمد. در نتیجه‌ی خشونت سامی‌ستیزانه‌ای که بر آن‌ها تحمیل شد، خانواده‌اش در سال ۱۹۲۲ به برزیل فرار کردند و کلاریس لیسپکتور در … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ترجمه‌ها | 2 پاسخ

کلمه

ولادیمیر نابوکاف ترجمه‌ی محمد حسین واقف نخستین بار متن روسی «کلمه» در بهار ۲۰۰۵ به چشمم خورد، داستانی چنان تکان‌دهنده و احساساتی، که پیش از ترجمه کردنش، باید دودلی‌هایی را درباره‌ی اصالتش مرتفع می‌کردم. دومین داستانی بود که پدرم منتشر … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ترجمه‌ها, نوشتن | پاسخ دهید:

سه ترجمه از یک شعر

سرزمین هرز الیوت تقریباً بی‌نیاز از معرفی است. سه ترجمه از چند خط نخستش را می‌گذارم این‌جا. بیشتر برای دیدن این‌که رویکردها به ترجمه چه‌قدر می‌تواند متفاوت باشد. اول اصل شعر است و بعد ترجمه‌ی بهمن شعله‌ور و بعد جواد … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ترجمه‌ها, قطعات ادبي, نوشتن | یک پاسخ

لولیتا

امسال شصت سال از انتشار لولیتا می‌گذرد. دیروز پنجاه و هفتمین سالگرد انتشارش در آمریکا بود و کتاب بعد این همه سال هنوز پر سر و صداست. هر از چندی به صدر اخبار میاید و جنجالی جدید حول و حوشش … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ترجمه‌ها | پاسخ دهید: