بایگانی دسته: دسته‌بندی نشده

اکیناوا، عشق من

«اکیناوا، عشق من» را بتینا گونسالس آرژانتینی نوشته است. داستان درباره‌ی یکی از خانواده‌های ژاپنی مهاجر در آرژانتین است و در دهه‌ی هشتاد می‌گذرد. گونسالس از نویسنده‌های جوان و جایزه‌برده و ستایش‌شده‌ی آمریکای لاتین است. به لطف دعوت اطهر کلانتری … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | پاسخ دهید:

شرقِ غرب

این کتاب روایت بلغارستان است؛ از تسلط عثمانی بر آن کشور، از جنگ‌های آزادسازی از دست عثمانی‌ها، از جنگ‌های بالکان، از استبداد و سقوط کمونیسم. داستان‌هایی از این مجموعه هم از اکنون بلغارستان سخن می‌گویند، از آنهایی که به دنبال … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | پاسخ دهید:

بچه‌ها

یک روز صبح، بیدار شدم و فهمیدم شبانه زایمان کرده‌ام. فهمیدنش نگران‌کننده بود چون در خواب هیچ دردی حس نکرده بودم، زایمان را به یاد نمی‌آوردم و در واقع حتی نمی‌دانستم که باردارم. اما او آن‌جا بود، پسربچه‌ای کوچک، که … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | یک پاسخ

گذشته‌ی بی‌نقص

گهواره بالای مغاکی تاب می‌خورد و عقل سلیم به ما می‌گوید که زندگیمان چیزی نیست جز مختصری رخنه‌ی نور، بین دو ابدیت تاریکی. گرچه این هر دو دوقلوهای همسانند، قاعده این است که آدمی مغاک پیش‌زادی را با آرامش بیشتری … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | پاسخ دهید:

علی برکت الله

جناب تالکین جایی در کتاب ارباب حلقه‌هایشان که فرودو خسته و نومید است از زبان سم به او می‌گویند «هنوز در جهان مقداری نیکی هست و ارزشش را دارد که برایش بجنگیم». آقای تالکین درست می‌گویند، در همین خاک خودمان … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | پاسخ دهید:

به آواز باد گوش بسپار

به آواز باد گوش بسپار اولین رمان هاروکی موراکامی و اولین بخش از سه‌گانه‌ی معروف موش اوست. ابتدا در ژوئن ۱۹۷۹ در مجله‌ی گونزو منتشر شد و ماه بعد به صورت کتاب. برنده‌ی جوایز ادبی گونزو، آکوتاگاوا و نوما شد. … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | 2 پاسخ

مرگ رویاروی

از قدیم گفته‌اند: فسانه باک ندارد ز نامحال و محال. اما سیر و سیاحت این آقای ارداویراف در دوزخ مو براندام شما راست می‌کند. من فقط یک مورد از هشتاد و یک قِسم کیفر روان‌ها را از فرگرد ۹۲ برای … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | پاسخ دهید:

از کتاب «خاطرات سوگواری» چه می آموزیم؟

راهنمای مقابله ادبی با مرگ عزیزان

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | پاسخ دهید:

شعر بهار

آوریل، ز چه رو دوباره بازگشتی؟ زیبایی کافی نیست. با سرخی گشایش چسبناک برگ‌های کوچک دیگر نمی‌توانی ساکتم کنی. می‌دانم آن‌چه می‌دانم. آفتاب گرم است بر گردنم وقتی نظاره می‌کنم خوشه‌های زعفران را. عطر زمین خوش است. پیداست که این‌جا … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | پاسخ دهید: