بایگانی نویسنده: vaghef

آن جاست که من می‌روم

کلاریس لیسپکتور ترجمه‌ی محمد حسین واقف فراسوی گوش صدایی است، در انتهای دید منظره‌ای، در سرانگشتان شیئی؛ آن جاست که من می‌روم. در نوک قلم، خط است. آن‌جا که فکری به ته می‌رسد اندیشه‌ای است، در آخرین دم خوشی یک … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ترجمه‌ها, سوگ, قطعات ادبي | پاسخ دهید:

نگران نباش

نگران نباش آن‌جا باز هم رنج بسیار خواهد بود حالا تو حق داری به آستینِ رفاقت بی‌پرده‌ی کسی چنگ زنی خوشبخت بودن وظیفه‌ایست که تو در انجامش اهمال کردی یک کاربر بی‌دقت زمان روزها را چون غازها به مرغزار فرستادی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ترجمه‌ها, قطعات ادبي | برچسب‌شده , , | پاسخ دهید:

به آواز باد گوش بسپار

به آواز باد گوش بسپار اولین رمان هاروکی موراکامی و اولین بخش از سه‌گانه‌ی معروف موش اوست. ابتدا در ژوئن ۱۹۷۹ در مجله‌ی گونزو منتشر شد و ماه بعد به صورت کتاب. برنده‌ی جوایز ادبی گونزو، آکوتاگاوا و نوما شد. … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | 2 پاسخ

فیلسوف تمام وقت، رمان نویس پاره‌ وقت

مروری بر زندگی و آثار اومبرتو اکو سه شنبه بیست و سوم فوریه، صدها سوگوار، برای ادای احترام به نویسنده‌ی ایتالیایی، اومبرتو اکو، که جمعه از دنیا رفت در کاخ اسفورزای میلان تجمع کردند. طرفدارانش بیرون خانه‌اش جمع شدند و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطرات سوگواری, نوشتن | پاسخ دهید:

میمون‌ها

کلاریس لیسپکتور محمد حسین واقف کلاریس لیسپکتور در سال ۱۹۲۰ در خانواده‌ای یهودی در غرب اوکراین به  دنیا آمد. در نتیجه‌ی خشونت سامی‌ستیزانه‌ای که بر آن‌ها تحمیل شد، خانواده‌اش در سال ۱۹۲۲ به برزیل فرار کردند و کلاریس لیسپکتور در … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ترجمه‌ها | 2 پاسخ

کلمه

ولادیمیر نابوکاف ترجمه‌ی محمد حسین واقف نخستین بار متن روسی «کلمه» در بهار ۲۰۰۵ به چشمم خورد، داستانی چنان تکان‌دهنده و احساساتی، که پیش از ترجمه کردنش، باید دودلی‌هایی را درباره‌ی اصالتش مرتفع می‌کردم. دومین داستانی بود که پدرم منتشر … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ترجمه‌ها, نوشتن | پاسخ دهید:

سه ترجمه از یک شعر

سرزمین هرز الیوت تقریباً بی‌نیاز از معرفی است. سه ترجمه از چند خط نخستش را می‌گذارم این‌جا. بیشتر برای دیدن این‌که رویکردها به ترجمه چه‌قدر می‌تواند متفاوت باشد. اول اصل شعر است و بعد ترجمه‌ی بهمن شعله‌ور و بعد جواد … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ترجمه‌ها, قطعات ادبي, نوشتن | یک پاسخ

لولیتا

امسال شصت سال از انتشار لولیتا می‌گذرد. دیروز پنجاه و هفتمین سالگرد انتشارش در آمریکا بود و کتاب بعد این همه سال هنوز پر سر و صداست. هر از چندی به صدر اخبار میاید و جنجالی جدید حول و حوشش … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ترجمه‌ها | پاسخ دهید:

خورشید هم برآید*

باومباک در آخرین ساخته‌اش تا وقتی جوانیم بیش از هر چیز دیگری با مفهوم سن و سال سر و کار دارد، مثل گرینبرگ، مثل فرانسس ها؛ که اولی درباره‌ی بحران میانسالی بود و دومی درباره‌ی جوانی. تا وقتی جوانیم سر … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در از فیلم‌ها | پاسخ دهید:

دو شعر از آنا کامیسنکا

فرق مرا بگو فرق چیست میان امید و انتظار که دلم نمی‌داند و مدام خودش را مجروح می‌دارد، با شیشه‌ی صبر و مدام سرگشته می‌شود در مهِ انتظار شکیبایی شکیبایی موسیقی است به‌آرامی مفتوح می‌شود باید تا انتها نواخته شود … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ترجمه‌ها | پاسخ دهید: