بایگانی نویسنده: vaghef

پاسخی به یک نامه

توماس ترانسترومر ترجمه‌ی محمدحسین واقف در کشوی پایینی نامه‌ای پیدا کردم که اولین بار بیست و شش سال پیش رسیده بود. نامه‌ای که با هراسی نوشته شده بود که وقتی برای دومین بار رسید هنوز نفس می‌کشید. یک خانه پنج … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ترجمه‌ها, قطعات ادبي | پاسخ دهید:

من از آن نقطه‌ها می‌ترسم

میرکا شخوویاک ترجمه‌ی محمدحسین واقف امروز زودتر آمدم، بیا آنقدری که می‌توانیم با هم بگذارنیم، بیا از معاشرت هم لذت ببریم، بیا انبارش کنیم. طبق معمول، سوالات تکراری را نمی‌توانیم جواب دهیم، اما باز هم آن‌ها را از ما می‌پرسند. … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ترجمه‌ها, سوگ, قطعات ادبي | پاسخ دهید:

هرمیت در پاریس

ایتالو کالوینو یکی از سه نویسنده‌ی محبوب من است. بارها و بارها شهرهای نامریی را خوانده‌ام و از داستان‌های کوتاهش لذت برده‌ام و از خواندن نوشته‌های غیرداستانی‌اش لذت برده‌ام. وقتی ترجمه‌ی خاطرات سوگواری را تمام کردم و دنبال کتاب بعدی‌ام … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ترجمه‌ها, کالوینو, هرمیت در پاریس | پاسخ دهید:

بی‌زمانیِ دانکرک

بالاخره توانستم دانکرک را ببینم و آنقدر پیش از دیدنش این طرف و آن طرف خوانده بودم که فیلم خوبی نیست و و ظاهراً برخی هم گفته بودند عبث است، انتظار چندانی از آن نداشتم. انتظار داشتم یکی از آن … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در از فیلم‌ها | پاسخ دهید:

گذشته‌ی بی‌نقص

گهواره بالای مغاکی تاب می‌خورد و عقل سلیم به ما می‌گوید که زندگیمان چیزی نیست جز مختصری رخنه‌ی نور، بین دو ابدیت تاریکی. گرچه این هر دو دوقلوهای همسانند، قاعده این است که آدمی مغاک پیش‌زادی را با آرامش بیشتری … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | پاسخ دهید:

علی برکت الله

جناب تالکین جایی در کتاب ارباب حلقه‌هایشان که فرودو خسته و نومید است از زبان سم به او می‌گویند «هنوز در جهان مقداری نیکی هست و ارزشش را دارد که برایش بجنگیم». آقای تالکین درست می‌گویند، در همین خاک خودمان … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | پاسخ دهید:

داستان عشقیِ کوتاه

اودون ون هورواث ترجمه‌ی محمد حسین واقف اودون ون هورواث (۱۹۰۱-۱۹۳۸) رمان‌نویس و نمایش‌نامه‌نویس پرکار اتریشی-مجار بود که به آلمانی می‌نوشت. در سال‌های افول امپراطوری اتریش-مجارستان، جایی که حالا کرواسی است به دنیا آمد. در نمایشنامه‌های هجوش (مانند افسانه‌هایی از … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ترجمه‌ها | پاسخ دهید:

آن جاست که من می‌روم

کلاریس لیسپکتور ترجمه‌ی محمد حسین واقف فراسوی گوش صدایی است، در انتهای دید منظره‌ای، در سرانگشتان شیئی؛ آن جاست که من می‌روم. در نوک قلم، خط است. آن‌جا که فکری به ته می‌رسد اندیشه‌ای است، در آخرین دم خوشی یک … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ترجمه‌ها, سوگ, قطعات ادبي | پاسخ دهید:

نگران نباش

نگران نباش آن‌جا باز هم رنج بسیار خواهد بود حالا تو حق داری به آستینِ رفاقت بی‌پرده‌ی کسی چنگ زنی خوشبخت بودن وظیفه‌ایست که تو در انجامش اهمال کردی یک کاربر بی‌دقت زمان روزها را چون غازها به مرغزار فرستادی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ترجمه‌ها, قطعات ادبي | برچسب‌شده , , | پاسخ دهید:

به آواز باد گوش بسپار

به آواز باد گوش بسپار اولین رمان هاروکی موراکامی و اولین بخش از سه‌گانه‌ی معروف موش اوست. ابتدا در ژوئن ۱۹۷۹ در مجله‌ی گونزو منتشر شد و ماه بعد به صورت کتاب. برنده‌ی جوایز ادبی گونزو، آکوتاگاوا و نوما شد. … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | 2 پاسخ